Modern Architecture

Modern Architecture

مقاله، ساختمان، معمار، طراحی داخلی، معماری کاغذی، پارکینگ، عکس های جالب، محوطه سازی، مجله معماری، خانه های مجلل، modern architecture، هتل شناور، نمای داخلی هتل، پلان هتل، پلان هتل6ستاره، هتـلی از یـــخ، عکس های دکوراسیون، persianweblog، ساختـمان ایـرانی، معماری ایرانی، پرشین بلاگ l، معماری مدرن فارسی ، معماری مدرن ایرانی، وب نوشت معماری مدرن، persian modern architecture، خم های معماری، منحنی معماری، معماران henn، ویلای مدرن، رنگ های متضاد، خانه معاصر، ویلایی دوبلکس، اتاق خواب والدین، حیاط خلوت

طراحی سالن های نمایش 1,2,3,4
طراحی سالن های نمایش 4

سالن تماشاچیان

به طور کلی طراحی سالن که مخاطبین در آن قرار می گیرند به عوامل متفاوتی چون نوع تئاتر و نمایش نوع صحنه و به طور کلی بستگی به شیوه ی طراحی دارد. یکی دیگر از عناصری که در فرم و طراحی این فضا موثر است تعداد صندلی هاست.

اگر چه تعداد صندلی امکان اجرای فعالیت های متنوع تر و در عین حال بازگشت مالی بیشتری را فراهم می کند. اما تعداد کمتر صندلی ها در تئاتر صمیمیت و زاویه ی دید بهتری برای مخاطب و بازیگر به ارمغان می آورد. چشم انسان جزئیات چهره را از فاصله ی بیشتر از 20 متر تشخیص نمی دهد و به دلیل همین محدودیت ها و برای داشتن هندسه ای واضح در تئاترهایی که صحنه در انتهای آن قرار می گیرد. عرض سالن به گونه ای است که تنها تعداد محدودی از تماشاچیان در زاویه ی دید معقول و با رابطه ی نزدیک با بازیگر قرار می گیرند. برای جانمایی بیشتر در این فضاها می توان از بالکن های مماس استفاده کرد. در مراکز همایش معمولاً جایگاه حضار به اتاق های کوچکتر تقسیم می شوند که این مهم به واسطه ی پارتیشن های کشویی و تاشو امکان پذیراست. این عمل در مورد تئاترهایی که دارای کف پلکانی هستند، دشوار است ابعاد جایگاه به نوع صندلی ها بستگی دارد و فاصله ی بین صندلی ها را تعیین می کند. در شروع کار طراحی جایگاه باید تیپ صندلی ها مشخص شود. حداقل مساحت لازم برای صندلی های قدیمی 40× 80 سانتیمتر است. عرض این صندلی ها 40 سانتی متر است. اما ابعاد صندلی های جدیدی متفاوت اند. گاه با فاصله ای حدود 5/1متر برای صندلی هایی با عرض 75 سانتی متر طراحی می شوند. صندلی ها را معمولاً در ردیف های خطی یا به صورت منحنی می چینند. در برخی از تئاترها به صورت زاویه ای نیز چیده می شوند. با دقت در نحوه ی چیدن صندلی ها می توان شکل صحیح چیدمان را یافت. اما در حالت کلی هر چه شعاع کوچکتر باشد بهتر است و تماشاچیان بیشتری می توانند رو به صحنه بنشینند اما باید فضای کافی برای مسیر رفت و آمد بین صندلی ها در نظر گرفته شود


طراحی سالن های نمایش 3

عناصر فضایی

صحنه

در یک تئاتر تنها مسائلی از قبیل نوع آکوستیک و نحوه ی خطوط سایت نیست که اهمیت دارد اگر چه هر یک از فضاها به نوبه ی خود مهم و درخور توجه اند. مثلاً پشت صحنه ماشینی برای نمایش است و لابی فضایی برای گردهمایی اما صحنه نمایش قلب تئاتر است و مکانی است که مجموعه ای از فعالیت ها برای دستیابی به بازتابی حیاتی و تاثیر گذار در تجربیات کسانی که به تماشای تئاتر می آیند در آن صورت می گیرد در حالت عادی عرض صحنه دو برابر مدخل صحنه می باشد و عمق صحنه از پرده ی ضد حریق 4/3 عرض صحنه است ارتفاع تا بالکن زیر سقف و تا سطح زیرین آن باید بزرگتر و یا حداقل مساوی ارتفاع متوسط جایگاه حضار به اضافه ارتفاع مدخل صحنه انتخاب شود. در هر طرف صحنه فضاهایی برای طراحی صحنه به ارتفاع 20/2 طراحی می شود. این محل ها نسبت به صحنه دید دارد و دارای خروجی به طرف صحنه می باشد. وجود راهی برای فرار نیز ضرورت دارد. عرض کریدور در سطح صحنه باید بیشتر و یا مساوی 20/2 باشد. اگر مساحت صحنه بدون در نظر گرفتن صحنه های کناری و پشت صحنه بزرگتر از 350 متر مربع باشد. عرض کریدورها به اندازه 150 میلیمتر به ازای هر 50 متر مربع افزایش داده می شود. علاوه بر انواع آرایش فضایی که در طراحی تئاتر از نظر فرم نام برده شد، صحنه ها نیز به نوبه ی خود بخش های مختلفی دارند.


طراحی سالن های نمایش 2

صحنه ی میدانی

در تئاترهای میدانی مخاطبین در هر چهار طرف صحنه می نشینند. در این نوع تئاتر باید فضای کافی برای اجرا و رابطه ی صحیح با مخاطبینی که در چهار طرف نشسته اند ایجاد شود. عموماً صحنه 9 – 6 متر عرض داشته و در تمام زوایا از نظر طراحی صحنه، مبلمان و جانمایی هنرپیشه ها و غیره مورد استفاده قرار می گیرد و در این شیوه اتاقکی برای تاسیسات و آویزها در بالای صحنه طراحی می شود. در چنین صحنه هایی نورپردازی باید در تمامی زوایای سن انجام شود. طوری که هنر پیشه کاملاً در مرکز توجه قرار گیرد به کار بردن تدابیر لازم برای وضوح صدا نمایش و کنترل انعکاس های ناخواسته ی صدا و همچنین استفاده از بلندگوها از موارد پر اهمیت در این سالن هستند.

 

صحنه محاطی

در این روش صحنه به صورت نواری در قسمت جلویی سالن امتداد می یابد و نمونه های آن عموماً در تئاترهای دانشگاهی دهه ی 1960 به چشم می خورد اما ایرادی که بر این طرح وارد است. ایجاد فضای نمایشی عریضی است که سبب کاهش تمرکز تماشاگرو برقراری ارتباط او با بازیگر که یکی از اساسی ترین ارکان طراحی سالن های تئاتر است. می شود.

 

صحنه محوری

در تئاترهایی که صحنه ی محوری دارند، مخاطبین سه طرف صحنه را احاطه می کنند و صحنه معمولاً از اولین ردیف تماشاچیان دو یا سه پله بالاتر می باشد. عرض صحنه 9 – 6 متر بوده و معمولاً یک چاله ی کم عمق بین صحنه ی تئاتر و تماشاچیان قرار می گیرد که از طریق دو مسیر به صحنه دسترسی دارد. در حقیقت پشت محور صحنه ی نمایش یک صحنه با یک برج صحنه و یا بدون برج ارائه می شود. که به کارگردان و طراح صحنه امکان ارائه ی فضای نمایشی خیال انگیز را در آن سوی سالن حضار می دهد. مرکز محور باید صحنه را قطع کند و مسیرهای ارتباطی باید با زاویه ی 45 درجه نسبت به خروجی ها قرار بگیرند. تجهیزات نور و صدا برای سیستم محوری، مشابه صحنه ی میدانی است.


طراحی سالن های نمایش 1

مقدمه

معماری تئاتر یکی از پیچیده ترین و غنی ترین حوزه های طراحی معماری است. زمانی که کار طراحی چنین فضایی را آغاز می کنید با مسائلی مواجه می شوید که تنها با پاسخگویی به سوالات بنیادین می توانید راه حلی برای شان بیابید. سوالاتی از قبیل اینکه « چگونه می توان اتاقی طراحی کرد که با وجود بزرگ بودن، کوچک به نظر برسد؟» «چگونه باید در اتاق یک نقطه ی تمرکز ایجاد کرد؟» «چگونه گروهی از مخاطبین را چنان در فضا به جریان بیاندازیم که در مقام جمعی از انسان ها بتوانند یک احساس واحد را به شکل مشترک تجربه کنند؟» و «هندسه ی فضایی که به اشتراک گذاشته می شود چیست؟» اگر با این مسائل درگیر شوید و همه ی مهارت خود را به کار برید ممکن است به طراحی موفق دست یابید اما بدون در نظر گرفتن پرسش های بنیادین علی رغم در اختیار داشتن یک نمای شیک و مد روز و یا امکانات کافی برای تبلیغات بی شک در عمل شکست خواهید خورد.

 

تاریخچه

شکل گیری تئاتر به عنوان فضایی برای اجتماعات مردمی به 2500 سال پیش باز می گردد. تئاترهای باستانی روم و یونان تماشاچیان بی شماری را در فضاهای دایره ای و نیم دایره ای گرد هم می آورند. از زمان تئاترهای مرکزی عصر الیزابت تا اوایل قرن بیستم همه ی فضاهای نمایشی به یک شیوه ی واحد طراحی می شدند و در یک رابطه ی سه بعدی و زنده و با استفاده از جندین صحنه و بالکن محل استقرار تماشاچیان را تحت تاثیر قرار می دادند. بین سالهای 1920 تا 1970 با ورود ابزارهای نوینی چون آکوستیک و تکنولوژی های گوناگون و در نتیجه ی جنبش های مدرنیستی معماری تئاترها از تزئینات خالی و به فضاهایی عریان تبدیل شدند. در این دوره کلیه ی فضاهای تئاتر به شدت شخصی اند و ردیف های منظم تماشاچیان در فاصله ی زیادی از صحنه قرار دارند و اغلب در یک تراز ساخته می شوند این امر سبب سرد و بی روح شدن و نتیجتاً عدم موفقیت معماران در طراحی سالن های تئاتر در این دوره شده است. با نادیده گرفتن اصول طراحی آمفی تئاترهای باستان و بی توجهی به رابطه ی مستقیم میان جا نمایی تماشاچیان و انرژی ای که در سالن تئاتر انتقال می یابد و نیز روابط بازیگر و تماشاچی آسیب های زیادی به این شاخه از معماری وارد شد. بعد از دهه ی 1970 بود که مجدداً به این عناصر یعنی صمیمیت و رابطه ای نزدیک میان هنر پیشه و مخاطب که از مهمترین ارکان تئاتر باستان است توجه شد. تئاترهای متقدم با اینکه فاقد سیستم های تکنولوژیک امروزی بودند و در آن دوره هنوز انواع مختلف ویدئو و سیستم های تصویری که اسباب انفعال و خانه نشین شدن مخاطبین هستند وجود خارجی نداشت، ولی یک ویژگی بسیار مهم در آنها جلب نظر می کرد . این تئاترها «زنده» بودند ویژگی ای که رسانه های امروزی عاری از آنند.


سیری گذرا در ساختار و شکل گیری فضای نمایش در یونان و روم باستان 3

هر چند که رومیان سبک معماری و شکل ساختمان های خود را از یونانیان اقتباس کرده بودند. ولی تفاوت هایی نیز میان آن ها هست. که مهمترین آن ها عبارتند از یونانیان ساختمان تئاترهای خود را بر دامنه ی تپه ها می ساختند و از شیب تپه برای ساختن پله ها استفاده می کردند. در حالی که رومیان ساختمان تئاترهای خود را روی زمین مسطح بنا می کردند ارکسترا در تئاترهای یونانی به شکل دایره ی کامل بود. در حالی که ارکسترای رومیان به نیم دایره تبدیل شد راهروهای ورودی خروجی تئاترهای یونانیان که به صورت مایل متوجه مرکز ارکسترا می شدند. در تئاتر رومیان به راهروهای پهن تر و مستقیم و هم سطح ارکسترا تبدیل شدند. صحنه ی تئاترهای رومیان گسترده بود. چنان که امکانات بسیاری به تماشا گذاشته می شد. صحنه ی تئاترهای رومیان دارای سقف بود. پرده نیز بعدها به صحنه افزوده شد ولی تفاوت آن با صحنه ی تئاترهای یونانی در این جا بود که پرده ی صحنه ی رومیان از بالا به پایین نمی افتاد بلکه در داخل یک شیار در جلو و پایین صحنه جمع می شد و در انتهای نمایش بالا می رفت. در تئاتر رومی سه در به پشت صحنه و دو در به طرفین صحنه باز می شد و در نهایت تئاتر رومی دارای درگاه ها و ورودی هایی بود که تماشاگران می توانستند برای استراحت و قدم زدن از آن ها استفاده کنند.

تئاتر مارکلوس (Marcellus) یکی از مهمترین تئاترهای روم باستان بود. هنوز هم بعد از گذشت سالها بقایای این تئاترگویای عظمت اولیه ی آن است بنای این تئاتر در دوره ی آؤگوستوس به پایان رسید. این تئاتر به صورت سه طبقه و با استفاده از طرح های گوناگون معماری آن زمان ساخته شد. نمای خارجی آن به این شرح است. طبقه اول دارای 42 ستون دوریک و 43 طاق قوسی شکل است. قطر هر ستون در حدود 100 سانتی متر و بلدی آن 780 سانتی متر است. بین هر دو ستون یک طاق زده شده که پهنای ورودی هر طاق 280 و درازای آن 680 سانتی متر است.


سیری گذرا در ساختار و شکل گیری فضای نمایش در یونان و روم باستان 2

 در پشت آن هم ساختمان دو طبقه ای بنا شده بود که در نقشه ی اصلی تئاتر موجود نبوده و احتمالاً از بناهایی است که بعد ها به آن افزوده شده است.

ساماندهی فضاهای تئاترهای یونانی در هماهنگی کامل با مصالح و تکنولوژی ساخت رومی متحول شد و به صورتی زیبا و مقتدرانه در تئاتر ها و آمفی تئاتر های رومی آشکار گردید. از آن جای که تئاترهای یونانی در دامنه ی تپه ها ساخته می شدند. ساختمان های آزادی نبودند. رومیان توانستند مبتکرانه ردیف های پلکانی قوس هایی از بتن را به عنوان تکیه گاه سکوهای تالار جانشین شیب تپه کنند. از این رو تئاترهای آنان ساختمان های آزاد مستقلی بودند و می توانستند در هر جایی حتی در هموارترین دشت ها ساخته شوند.

تئاترهای رومی معمولاً از دایره ای تشکیل می شدند که قطر آن بخش تماشاگران را از ساختمان صحنه جدا می کرد. بخش ویژه ی نشستن تماشاگران را «کاوه آ»(Cavea)  می گفتند. و صحنه در آن سوی قطر دایره بنا می شد. کاوه آ معمولاً دارای کوریدور (corridor) و میتوریا (Vomitaia) و نیز بخشی به نام ارکسترا (ارخسترا)(Orchestra) در سطح زمین بود که برای نشستن اشخاص ویژه و مقامات مهم به کار می رفت.


سیری گذرا در ساختار و شکل گیری فضای نمایش در یونان و روم باستان

 

فضاهای اختصاص یافته به نمایش یکی از مهمترین فضاهای عمومی در شهرهای یونان باستان بود. این بناها هم کارکرد آیینی داشته و هم اجتماعی در مورد نمایش نظریه هایی متفاوت وجود دارد. ولی عقیده ی کلی بر این است که به وجود آمدنش جنبه ای مذهبی داشته و آن مربوط می شود به خواندن آوازهای دسته جمعی در مراسم مذهبی. نمایش در یونان باستان، عبادت محسوب می شد، منتها عبادت خدایانی که طالب به کار افتادن عقل بشر بودند و نه صرفاً تکرار اعمال عبادی سنتی، از اینها مهمتر نمایش وسیله ای بوده است برای ایجاد وحدت میان مردم شهر، عاملی برای وفاداری آنان به نهادهای جدیدی جامعه ی دولت شهری.

از تئاترهای یونان می توان نام دو تئاتر افسوس (Ephesos) و اپیداؤروس (Epidauros) را بر شمرد که هر یک گنجایش 20 هزار نفر تماشاگر را داشتند. البته آمفی تئاتر دلفی (Delphi) نیز با گنجایش 5 هزار نفر پر آوازه بوده است. عناصر و فرم معماری تئاترهای یونان باستان عمدتاً ثابت بود، و متناسب با موقعیت قرارگیری آن در محل معماری آن خود را با سایت هماهنگ می نمود. در میان تئاتر های یونان باستان اپیداؤروس به طراحی پولوکلیتوس (polykleitos) بیش از سایر تئاترها از گزند ایام مصون مانده است.

معماران و باستان شناسان معروف جهان به اتفاق تئاتر اپیداؤروس را زیباترین و متناسب ترین بنایی می دانند که برای این منظور در یونان ساخته شده است. آن چه که این تئاتر را نسبت به سایر تئاترهای یونانی بارز می کند، می توان چنین بر شمرد: این بنا در دامنه ی کوه و با سنگ چندان بزرگ ساخته شده که گنجایش پذیرش 14 تا 20 هزار تماشاگر را داشته است. تاریخ بنای این تئاتر به اواسط قرن چهارم پیش از میلاد می رسد. قطر دایره ی صحنه ی نمایش آن 3/20 متر است و در مرکز آن قطعه سنگی قرار گرفته که در واقع نمایان گر قبله ی بازیگران به هنگام انجام آیین قربانی و نیز تشریفات مذهبی بوده است. تماشاگران پیرامون این دایره که به صورت پلکانی رفیع ساخته شده بود جای می گرفتند. برای آشنایی بیش تر با این تئاتر سایر ویژگی های آن را بر می شماریم. در تئاتر اپیداؤروس 55 ردیف پله ی سنگی ساخته شده است که به دو بخش افقی تقسیم می شوند. در بخش پایینی 12 و در بالایی 22 ردیف پله بنا شده است. در حد فاصل این دو بخش نیز راهرویی نسبتاً پهن ساخته شده که رفت و آمد تماشاگران به درون تالار نمایش را آسان می کرده است. ارتفاع سکوهای بخش پایین 10 سانتی متر کوتاه تر از سکوهای قسمت بالایی گرفته شده است تا بدین ترتیب تماشاگران ردیف های بالاتر صحنه را بهتر ببینند. پایین پله ها، مخصوص اعیان و اشراف بوده است. از آنجا که سکوهای ردیف های بالا مرتفع ترند. تماشاگر را بر صحنه ی نمایش مسلط تر می کنند تا هنرنمایی بازیگران را بهتر ببینند. اگر ادعا کنیم مطلوب بودن شرایط آکوستیکی در این بنا نیز به همین امر وابسته است. چندان بی راه نگفته ایم. در میان این سکوهای سنگی نیز از پایین به بالا راهروهایی برای عبور تماشاگران در نظر گرفته شده است. در مقابل بخش مرکزی جایگاه تماشاگران به فاصله ی کمی از صحنه ی نمایش پایه ها و پی عمارتی که در واقع نمای صحنه محسوب می شده، تقریباً محفوظ مانده که هنوز هم پا بر جاست. این بخش عبارت است از ستون ها درگاه ها و کتیبه هایی که بازیگر بر بام آن بازی می کرده اند و آن را لژ (Loge) می نامیدند.