Modern Architecture

Modern Architecture

مقاله، ساختمان، معمار، طراحی داخلی، معماری کاغذی، پارکینگ، عکس های جالب، محوطه سازی، مجله معماری، خانه های مجلل، modern architecture، هتل شناور، نمای داخلی هتل، پلان هتل، پلان هتل6ستاره، هتـلی از یـــخ، عکس های دکوراسیون، persianweblog، ساختـمان ایـرانی، معماری ایرانی، پرشین بلاگ l، معماری مدرن فارسی ، معماری مدرن ایرانی، وب نوشت معماری مدرن، persian modern architecture، خم های معماری، منحنی معماری، معماران henn، ویلای مدرن، رنگ های متضاد، خانه معاصر، ویلایی دوبلکس، اتاق خواب والدین، حیاط خلوت

معماری اسلامی
  • انعکاس آمال و آرزوهای معماران مسلمان
  • هنر معماری اسلامی چون آینه‌ای انعکاس آمال و آرزوهای ملت مسلمان است که تمدن اسلام و اساس اعتقادات روحی آنها در کنار زندگی مادی را مورد تأکید قرار می‌دهد، از این رو معماران مسلمان سعی داشتند با حفظ اعتقادات دینی و اسلامی خود، جلوه ای از ابعاد روحی را در قالب معماری اسلامی نمایش دهند.
    هنر معماری اسلامی چون آینه ای انعکاس آمال و آرزوهای ملتی به شمار می رود که علم، ذوق و برداشت فلسفی خود از زندگی را به نمایش می گذارند.
    از سوی دیگر حقایق ثابت در معماری اسلامی نشانگر تمدن انسان، پیشرفت او و انعکاس مبانی روحی در زندگی مادی او است. با توجه به اینکه مسلمانان هنر معماری اسلامی را درک و در خانه ها، مساجد، مدارس، قصرها و مراکز مختلف متناسب با اعتقادات و دین خود از آن بهره گرفتند، بعدها به عنوان اساس بنای ساختمانهای اسلامی آنها شناخته شد، به طوری که در هر دوره اسلامی جایگاه خاص و ویژه ای داشت .
    معماری اسلامی
    در عصر نبوت، مسجدالنبی با اهتمام به روح دین اسلام و با قواعد و پایه های اسلامی به شکل مربع ساخته شد که با توجه به ویژگی مسجد در آن دوران سقف نداشت، اما بعدها توسعه، ترمیم و بازسازی شد. خانه ها و مساجد اولیه بسیار ابتدائی و با وسایل نه چندان سخت چون گل و سنگهایی خاص ساخته می شد که بعدها به منظور جلوگیری از باد و باران و آزار نمازگزاران مسقف شدند و بخشهای دیگری چون پنجره به منظور تهویه هوای داخلی نیز ساخته شد.
    در دوران خلفای راشدین مسلمانان هنر معماری اسلامی را بسیار توسعه دادند و شهرهایی را بنا کردند که می توان به شهر فسطاط در مصر اشاره کرد که نظام هندسی دقیقی نداشت و حتی پنجره هایی که به سمت خیابانها باشد، نداشت. بعدها با فتوحات عصر اموی مسجد قبة الصخره با اهتمام به معماری اسلامی و شاهکارهای هنری اسلامی و سپس مسجد اموی دمشق، کاخهای امویها ساخته شد.
    معماری اسلامی
    شهر سامرا با مسجد جامع سامرا که به عنوان بزرگترین مسجد قدیمی در جهان اسلام به شمار می رفت، در دوران عباسیها ساخته شد. سپس شهر قطائع در مصر، به شیوه شهر سامرا با کاخهایی خاص که دارای حمام و بازارهایی بود، بنا شد . مسجد ابن طولون با معماری و سبک و سیاق خاص از آثار این دوران محسوب می شود که در مصر همزمان با قصر خلیفه معتصم در شهر سامرا و قصر مأمون در همین شهر ساخته شد .
    بعدها در شهرهای اندلس، فاس، غرناطه بناها و مراکزی ساخته شد که هنر معماری اسلامی به اوج خود رسیده بود، می توان به مسجد بزرگ قرطبه ( کوردوبا، اسپانیای کنونی)، شهر الزهرا، قصر حمراء اشاره کرد که برخی از این بناها زمانی ساخته می شدند که کلیسایی تخریب شده و یک بنای اسلامی جای آن را می گرفت.
    معماری اسلامی
    این بناها بسیار زیبا بود، و این زیبایی زمانی دوچندان می شد که در ساخت آنها از سنگ مرمرهایی که از آفریقا، روم و قسطنطنیه می آوردند، تزئین می شد. حوضها در کاخها با نقشهای طلایی و تمثالهایی از طلا و جواهر تزئین می شدند. تزئینات با گلهای طبیعی و درختان جلوه ای خاص به قصرهای پادشاهان داده بود که از جمله اماکن فاخر به شمار می رفتند.
    منبع:خبرگزاری مهر
  • «مناره»، به معنای جای نار و جای نور، جای روشنایی است؛ ساختمان برج مانندی است که در کنار راه و برای راهنمایی مسافران می سازند. مناره ها یکی از عناصر اصلی در فن و هنر معماری اسلامی محسوب می شوند. الگوی اصلی مناره ها برجهای کوتاه و مربع شکل پیش از اسلام در سوریه بود که برای معابد و یا مقاصد کلیسایی ساخته می شد، ولی معماران مسلمان بر ارتفاع آن افزودند و آن را به بناهای پله دار چند طبقه ای از نوع فانوسهای دریایی رومی نزدیکتر کردند.
  • نخستین مناره حدود سال 45 هجری، به درخواست والی عراق، «زیاد بن ابیه»، در مسجد جامع بصره برپا شد. بلافاصله پس از آن، به دستور حاکم مصر، چهار مناره به مسجد «عمرو» در «فسطاط» ملحق گردید و این در حالی است که در مصر مناره های دیگری به مساجد اضافه می شد. شاید بتوان عامل رواج ساخت مناره ها در جوامعی با جمعیت غالب غیر مسلمان را تمایل مسلمانان به ابراز و تحکیم حضور خود و نیز عاملی در گردآوری مسلمانان پراکنده از نواحی مختلف شهر - به منظور انجام فریضه نماز - دانست.

    در ایران پیش از اسلام نیز ریشه های ساخت مناره به چشم می خورد. پیش از اسلام، منار (میل) عنصر نمادین برای راهجویان بیابانها بود که در حکومت ساسانی نوعی آتشگاه نیز محسوب می شد و مسئولیت نگهداری آتش آن بر عهده موبدان بود. تزیین و منقوش و رنگین کردن مناره ها باحتمال از نیمه قرن سوم هجری به بعد مرسوم شد و آیات و احادیث نبوی در قالب تزیینات آجرکاری و گچبری و کاشیهای رنگی بر مناره ها نقش بست.

    مناره ها از چهار جزء اصلی تشکیل شده اند:

    1 - پایه: به صورت مربع، شش یا دوازده ضلعی

    2 - ساقه: به شکل استوانه یا مخروطی

    3 - سرپوش: مربع و هشت گوش که مهمترین بخش مناره است.

    4 - رأس: همان سایبان که به اشکال مختلف ساخته می شود.

    در سراسر جهان اسلام مناره ها اغلب از همین اجزا تشکیل شده اند؛ اما با تأثیرپذیری از شیوه معماری ملی در هر منطقه شکلی خاص به خود گرفتند. در شمال افریقا، مناره ها حجیم و چهارگوش؛ در مصر، به صورت چند طبقه؛ در ایران و مناطق همجوار، به شکل استوانه ای لاغر و رفیع با گلدسته هایی زیبا و بی همتا؛ در ترکیه عثمانی، به گونه مدادی شکل با ردیفی از مهتابی (بالکن)ها؛ در صحرای افریقا و حتی حاشیه خلیج فارس، به شکل هرم ناقص؛ ساخته شدند.

    محراب:

    «محراب»: بالای خانه، صدر مجلس، جای ایستادن پیشنماز، نشانه قبله. محراب از نوآوری های نخستین در معماری اسلامی است که منشأ آن هنوز مورد گفتگوست. اولین محراب در سال 24 هجری و دومین محراب سال 53 هجری، زمان «عمرو عاص»، در «مسجد النبی» ساخته شد.

    محراب مقعر در سال 90 هجری وارد معماری اسلامی شد و آن زمانی بود که خلیفه زمان، «عمر بن عبدالعزیز»، بنایان قبطی مصری را به منظور بازسازی مسجد النبی به مدینه فراخواند. این بنایان طاقچه و دیوار فرو رفته ای را که در کلیساهای قبطی کار کرده بودند در دیوار قبله ایجاد کردند. به طور کلی، محراب نشانه ای برای تعیین جهت قبله است و در بناهای مختلف (مانند مساجد و مدارس و آرامگاهها) ساخته می شود. محراب از لحاظ شکلی فرورفتگیی در نماست که به صورتهای مختلف (از قبیل کادرسازی و متمایز کردن آن با رنگ و مصالح) از بخشهای دیگر نما جدا می شود؛ و چه بسا حکم زنده نگه داشتن خاطره مکانی را دارد که حضرت محمد (ص) در آنجا به امامت نماز جماعت می پرداختند.

    رسول اکرم از سال دوم هجری در مسجد «قبا» و «مدینه» محراب بخصوصی نداشتند و - به گمان قوی - تنها محلی در دیوار قبله وجود داشت که ساده بود. هر بار که دیوار قبله را خراب می کردند و یا در مسجد نبوی توسعه ای صورت می دادند، این محراب عمق بیشتری می یافت تا اینکه در زمان عثمان شکل کاملی به خود گرفت. طرح اصلی محراب که از قرن سوم هجری به بعد رایج شد - به طور تقریبی - در تمام ادوار یکسان بود و تنها به کمک عوامل تزیینی تحول یافت.

    محراب در طول دوره های مختلف به شیوه های گوناگون تزیین شد. محرابهای گچبری شده با نقوش برجسته، استفاده از سفالهای لعابدار، کاشی، آجرکاری، زمینه ای ساده از سنگ مرمر، ... از شیوه های مختلف در تزیین محراب محسوب می شود.

    کاشیکاری:

    کاشیکاری یکی از روشهای دلپذیر برای تزیین معماری در تمام سرزمینهای اسلامی است. تحول و توسعه کاشیها از عناصر خارجی کوچک رنگی در نماهای آجری آغاز شد و به پوشش کامل بنا در آثار تاریخی قرون هفتم و هشتم انجامید. در سرزمینهای غرب جهان اسلام که بناها به طور اساسی سنگی بود، کاشیهای درخشان رنگارنگ بر دیوارهای سنگی خاکستری ساختمانهای قرن دهم و یازدهم ترکیه تأثیری کاملا متفاوت - اما همگون و پراحساس - ایجاد می کردند. در حفاریهای شهر سامرا، پایتخت عباسیان بین سالهای 215 تا 262، بخشی از کاشی چهارگوش چندرنگ لعابداری به دست آمده که طرحی از پرنده داشت. از جمله کاشیهایی که به دست سفالگران شهر سامرا تولید و به کشور تونس صادر می شد می توان به تعداد 150 کاشی چهارگوش چند رنگ و لعابدار اشاره کرد که هنوز در اطراف بالاترین قسمت محراب در «مسجد جامع قیروان» تونس وجود دارد.

    باحتمال، بغداد و بصره و کوفه مراکز تولید محصولات سفالی در دوران عباسی بوده اند. صنعت سفالگری عراق در دهه پایانی قرن سوم هجری رو به افول گذاشت و تقلید از تولیدات وابسته به پایتخت در بخشهای زیادی از دولت اسلامی مانند «رقه» در سوریه شمالی و نیشابور در شرق ایران ادامه یافت. در همین دوران، مرکزی مهم برای ساخت کاشیهای لعابی در زمان خلفای فاطمی در فسطاط مصر تأسیس شد.

    شبستان گنبددار مسجد جامع قزوین (494) شامل حاشیه ای تزیینی از کاشیهای فیروزه ای رنگ کوچک است و از نخستین موارد شناخته شده استفاده از کاشی در تزیینات داخلی بنا در ایران اسلامی است. در قرن ششم هجری، کاشیها یا لعابهای فیروزه ای و لاجوردی با محبوبیتی روزافزون و رو به رشد و به صورت گسترده در کنار آجرهای بدون لعاب به کار گرفته شد. تا اوایل قرن هفتم هجری، ماده مورد استفاده برای ساخت کاشیها گل بود؛ اما در قرن ششم هجری، استفاده از ماده ای دست ساز مشهور به «خمیر سنگ» یا «خمیر چینی» معمول شد و در مصر و سوریه و ایران مورد استفاده قرار گرفت.

    در دوره حکومت سلجوقیان و در دوره ای پیش از آغاز قرن ششم، تولید کاشی توسعه خیره کننده ای یافت. مرکز اصلی تولید آن شهر کاشان بود. تعداد بسیار زیادی از گونه های مختلف کاشی - چه از نظر شکل و چه از نظر فن ساخت - در این شهر تولید می شد. اشکالی همچون ستاره های هشت گوش و شش گوش، چلیپا، شش ضلعی، برای شکیل کردن ازاره های درون ساختمانها با یکدیگر ترکیب می شدند. در این دوران، از سه فن لعاب تک رنگ، رنگ آمیزی مینایی روی لعاب، رنگ آمیزی زرین فام روی لعاب، استفاده می شد.
    «ابوالقاسم عبدالله بن محمد بن علی بن ابی طاهر»، مورخ دربار ایلخانیان و یکی از نوادگان خانواده مشهور سفالگر اهل کاشان به نام ابوطاهر، در خصوص برخی از روشهای تولید کاشی توضیحاتی نگاشته است. وی واژه «هفت رنگ» را به فن رنگ آمیزی با مینا روی لعاب اطلاق کرد. این فن در دوره بسیار کوتاهی (بین اواسط قرن پنجم تا اوایل قرن ششم) رواجی بسیار یافت. لعاب زرین فام که ابوالقاسم آن را «دو آتشه» می خواند فن رایج و معروف در تزیینات کاشی بود. با توجه به مطالعات پیکره شناسی روی نخستین کاشیهای معروف به زرین فام و نیز از آنجایی که در این نوع کاشیها طرحهای پیکره ای بیشتر از الگوهای گیاهی استفاده می شد، می توان گفت که این نوع کاشیها به ساختمانهای غیر مذهبی تعلق داشت.

    ویرانی حاصل از تهاجم اقوام مغول تنها مدت کوتاهی در روند تولید کاشی تأثیر گذاشت و در واقع هیچ نوع کاشی از حدود سالهای 623 تا 634 بر جای نمانده است. پس از این سالها، حکام ایلخانی به ایجاد بناهای یادبود اقدام کردند و به مرمت نمونه های پیشین پرداختند. نتیجه چنین اقداماتی احیای صنعت کاشی سازی بود. در این دوران، فن مینایی از بین رفت و گونه دیگری از تزیین سفال جانشین آن شد که بعدها عنوان «لاجوردینه» به خود گرفت. در این فن، قطعات قالب ریزی شده با رنگهای سفید و لاجوردی (و در موارد نادری، فیروزه ای) لعاب داده می شد و پس از اضافه شدن رنگهای قرمز و سیاه یا قهوه ای روی لعاب برای بار دوم در کوره قرار داده می گرفت.

    با رو به زوال نهادن حکومت ایلخانیان، در اواسط قرن هشتم، عصر طلایی تولید کاشی پایان یافت. کاشیهای معرق و موزاییکی تک رنگ و نه چندان نفیس در رنگهایی متفاوت جانشین قابهای عظیم زرین فام و کتیبه ها شد. این فن که برای نخستین بار در آغاز قرن هفتم هجری از آناتولی اقتباس شد یک قرن بعد در ایران و آسیای مرکزی پدیدار گشت. این نوع از کاشیها برای ایجاد طرحی پیچیده در کنار یکدیگر چیده و از آنها برای تزیین محرابها استفاده می شد. شیوه کار به این صورت بود که سفالهای لعاب داده شده را بر مبنای طرح اصلی می بریدند و سپس، با در کنار هم قرار دادن آنها، طرح اصلی را می ساختند. در دوره ایلخانیان، برای نخستین بار، این فن مورد استفاده قرار گرفت؛ مانند آنچه در مقبره «امامزاده جعفر» اصفهان (704) به چشم می خورد؛ اما کاربرد وسیع آن در دوره میانی قرن نهم هجری رواج پیدا کرد. نمونه های زیاد و پیشرفته ای از کاشیهای معرق روی تعدادی از بناهای مهم یادبود این دوران دیده می شود که برای نمونه می توان به مسجد «گوهرشاد» در مشهد، مدرسه «آلغ بیک» در سمرقند، مدرسه «غیاثیه» در خرگرد اشاره کرد.

    با توجه به وقتگیر بودن نصب کاشیهای معرق، در اواخر قرن نهم، فن ارزانتر و سریعتری با نام «هفت رنگ» جایگزین آن شد. این فن ترکیب رنگهای مختلف و متعددی را روی کاشی ممکن ساخته بود. همچنین، در چنین شیوه ای، رنگها مجزا بوده و درون مرزهای یکدیگر نفوذ نمی کردند. در بسیاری از بناهای تیموریان، رواج مجدد کاشیکاری به شیوه هفت رنگ را شاهدیم که برای نمونه می توان از مدرسه غیاثیه در خردگرد یاد کرد که در سال 821 تکمیل شد.
    در عصر صفویه، کاشی هفت رنگ در قصرهای اصفهان به نحوی گسترده مورد استفاده قرار گرفت و نصب کاشیهای چهارگوش درون قابهای بزرگ منظره هایی بدیع همراه با عناصر پیکره ای و شخصیتهای مختلف به وجود آورد. صنعت کاشی سازی اسلامی در دوره هایی از «پورسلین» - ظرف چینی وارداتی از دوران تانگ و سونگ - تأثیر پذیرفته است. حاصل این تأثیرات ساخت کاشیهایی با لعاب سفید و طرحهای آبی است. در اواسط قرن نهم، نقشمایه های چینی به طور کامل با نقشمایه های دوران اسلامی ترکیب شد و حاصل آن پدیدار شدن سبک اسلامی - چینی دو رگه و دلپذیر و مورد قبولی بود.

    هنر کاشیکاری ترکیه نیز تا حد زیادی تحت تأثیر سنتهای ایرانی قرار داشت. در قرن نهم، هنرمندان تبریزی با انگیزه اشتغال به فعالیت در ترکیه می پرداختند. در قرن دهم هجری، «ایزنیک» مرکز تولید ظروف سفالی و کاشی در ترکیه محسوب می شد. رنگ قرمز درخشان و دوغابی غنی شده از آهن به صورت ضخیم از ویژگیهای کاشی ایزنیک به شمار می آمد. پس از قرن یازدهم، کیفیت کاشی ایزنیکی رو به افول گذاشت و از این دوران به بعد ساخت کاشی در شهر «کوتاهایا»، در مرز فلات آناتولی، ادامه یافت.
  • ویژگیهای هنر معماری اسلامی

    ويژگيهاي هنر معماري اسلامي

    معماری اسلامی برگرفته از زبان قرآن است و عمق و غنای تمدن اسلام را با بهره‌گیری از روح معنویت نشان می‌دهد. این امر به گونه‌ای است که اعتقاد به توحید و ایمان به تعالیم اسلام به عنوان اندیشه زیبایی‌شناسی دین اسلام در معماری اسلامی تجلی می‌یابد مؤلفه‌های به جا مانده از پیش از ظهور اسلام نشان می‌دهد از زمانی که انسان هنر را شناخت یعنی از هزاران سال پیش به طراحی رنگی از حیواناتی که منقرض شدند به منظور نشان دادن واقعیتها و مهارتهای خود بر روی دیوارها پرداخت . در واقع هنر پیش از زبان و ادبیات در زندگی انسان وسیله‌ای برای برقراری ارتباط او به شمار می‌رفت .

    ويژگيهاي هنر معماري اسلامي

    هنگامی که تمدن پا به عرصه وجود گذاشت، خیزشی جدی در ارائه مهارتهای موجود ایجاد شد که اینک در کشورهای اسلامی و غیراسلامی بخوبی قابل رؤیت است که برخی از آنها به هزاره هفتم قبل از میلاد مسیح (ع) باز می‌گردد اما آنچه که بیشتر از دیگر هنرها توجه انسان را به خود معطوف داشت، معماری و هنرهای تجسمی بود که انسان بر روی اشیاء یا ساختمانهایی که می ساخت از هنر خود بهره مند می شد و آن را به نمایش می گذاشت.

     معماری هنری بود که به غیر از تنوعات رنگی، هویت و فرهنگ را نشان می‌داد؛ به گونه‌ای که تجلی معماری در تصاویر یا کنده کاریها بخوبی نمایان است. در قصرهای ساخته شده در زمان امویان کنده‌کاریهای رنگی و غیررنگی با عکسهای قدیمی بسیاری داشت. دست نوشته ها، ظروف و یا اثاثیه هایی که به علت تنوعات رنگی و نوع کار بر روی آنها از اهمیت به سزایی برخوردارند، نشانگر ارتباط و علاقه انسان با هنر است.

    بنابراین باید میان معماری و هنر معماری تفاوت قائل شد که دو مفهوم کاملا مجزا هستند.

    ويژگيهاي هنر معماري اسلامي

    در معماری منظور ساخت و ساز در راستای انجام وظیفه اجتماعی و خدمت رسانی است.

    مانند ساختن اماکن مسکونی، عبادتی و یا تحصیلی. اما در هنر معماری تأکید بر استفاده از شاهکارهای هنری و دستاوردهای تزئنیی بر روی دیوارها، سقف، ستونها، پنجره ها و درهاست و حتی باغها و حوض ها نیز به گونه ای با هنر معماری ترکیب می شوند تا تأثیرگذاری بنا بر بیننده بیشتر شود.

    هنر معماری اسلامی به واسطه وجود معماران زبردست که فعالیتهای ابداعی انجام می دادند با رعایت یکسری اصول خاص بسط و گسترش یافت که این هنر بر درایت و نوع نگاه دینی شخص صحه می گذاشت؛ در واقع این نوع معماری بر نظرات، تجارب و ابتکاراتی متکی بود که معمار از آن بهره می گرفت. این مسئله منجر به تنوع در معماری اسلامی شد و با توجه به اینکه این معماری از زبان قرآن نشأت می گرفت، عمق و غنای تمدن اسلام را با بهره گیری از روح معنویت نشان می داد.

    با وجود تفاوت میان معماری و هنر معماری، معماری اسلامی دارای شاخصه های متفاوتی می شود که آن را از سبک و سیاقهای دیگر بناها جدا می سازد. این مؤلفه ها شامل هندسه علمی و هنرهای ابداعی بر گرفته از اندیشه های معنوی شخص می‌شود. ابداعی که معمار از آن بهره مند می شد، شیوه ای است که در هنر معماری پیش از این سابقه نداشته است و این به علت ویژگیهای دینی در اندیشه زیبایی شناسی اسلام است که در هنر معماری اسلامی متجلی شده است.

    ارتباط معماری با دین اسلام نشانه اعتقاد به توحید، ایمان و عمل به آموزه ها و تعالیم دین اسلام است.

     اندیشه توحیدی مبنی بر اعتقاد به خدای واحد سبکی بود که در اکثر هنرهای اسلامی به عنوان موضوعی بکر به کار می رفت.

     معماری اسلامی هنری بود که نه تنها در اماکن دینی چون مساجد مورد استفاده قرار می گرفت، بلکه از آن در مدارس، ضریحها و قصرها و حتی خانه ها و حمامها نیز بهره گرفته می شد. مقیاسهای ریاضیات و هندسه در معماری اسلامی بسیار مورد توجه بود.

    دورانی که معماری اسلامی در اوج رشد و شکوفایی خود بود، ارتباط معنوی شایسته ای با نیازهای انسان، شرایط زندگی و اجتماعی زمان خود برقرار می کرد . بنابراین می توان گفت که معماری اسلامی با روح تمدن اسلام تطبیق داشت.

     

    هویت معماری اسلامی در همه جهان با وجود تنوعات زبانی و تمدنی یکسان است و این تنوعات از چین تا اقیانوس اطلس با وجود تعددات فرهنگها دیده می شود. اگر چه رومیها و دیگر اقوام نیز دارای معماری بودند، اما معماری اسلامی ویژگی خاص خود را داشت. از دیگر ویژگیهای هنر معماری اسلامی تزئینات است که مسجد النبی به عنوان اولین بنای اسلامی دارای معماری اسلامی دارای این ویژگی بوده است. اگر چه در زمان نبی اکرم (ص) سقف آن از شاخه های نخل بود و با اتکا به عناصر تزئینی ساخته نشد، اما در زمان ولید بن عبدالملک معماری اسلام با استفاده از موزاییکهایی با رنگهای بسیار زیبا و متنوع معنوی در آن به کار رفت.

    در هنر معماری اسلامی بیشتر از آیات قرآن به عنوان برجسته ترین ابداعات هنر اسلامی مورد استفاده قرار می گرفت که نوشته‌هایی از آیات قرآن بر روی سقفها، دیوارها و یا ستونها استفاده و به شکل خاص تزئین می شد . از برجسته ترین و قدیمی ترین خطوط زیبایی که با هنر معماری اسلامی تزئین شده داخل قبه الصخره است که آیات قرآن با خط کوفی نوشته و با موزاییک تزئین شده است.

    اما نکته مهم و قابل توجه و نتیجه ای که میخواهم در این یادداشت به آن اشاره دارم این است که وحدت و تنوع در معماری اسلامی شاید از برجسته ترین ویژگیهای آن باشد. این وحدت عامل اساسی توسعه و تکوین هویت معماری اسلامی و تأسیسات دینی به شمار می رود. به طوری که شیوه های معماری اسلامی در هر یک از کشورهای اسلامی متفاوت بوده است، اما وحدت در آنها به خوبی مشاهده می شود. حتی در ساختمانهای دینی که در پاریس، لندن، مونیخ و دیگر شهرهای اروپایی به شیوه معماری اسلامی ساخته می شد، هویت اسلامی کاملا مشخص است و نشان می دهد که اسلام در اروپا اشاعه یافته و مسلمانان به ویژه معماران اسلامی بیشترین نقش را در ارائه تمدن و هویت اسلامی داشتند.

     

    نکته ی دیگر این است که دیگر تمدنها هنر و معماری اسلامی را به عاریت گرفته اند، اما اگر چه تلاشهایی می کنند تا هنر معماری اسلامی را در نظام خود در آورند، اما هنرهای اسلامی اعم از معماری، خط و تزئینات اسلامی بر اقتدار و ابداع مسلمانان تکیه دارد که ما نمونه ای از این تزئینات و هنرهای معماری را در اصفهان، بغداد، دمشق، قاهره، قیروان می بینیم که به 15 قرن پیش به زمان تاریخ تمدن اسلام باز می گردد و انتساب آن به هیچ حاکم و دولتی امکان‌پذیر نیست.

    ويژگيهاي هنر معماري اسلامي

    تنظیم:گروه حوزه علمیه تبیان-امید آشتیانی

    منابع:

    1- نیارش سازه های طاقی در معماری اسلامی ایران:غلامحسین معماریان

    2- هنر ایران:ترجمه بهروز حبیبی

    3- معماری ایران(دوره اسلامی):تالیف کیانی

    4- معماری اقلیم گرم وخشک:تالیف توسلی.

  •  

    هنر و معماری اسلامیه
     
     
    بخش اول
    مقدمه
    منظور از هنر و معماری اسلامی، همان هنر و معماری سرزمین‌های‌ - خاورمیانه، آفریقای شمالی، هند شمالی و اسپانیا - است‌ که از آغاز قرن هفتم میلادی تحت حاکمیت مسلمانان قرار گرفتند.

    خاستگاه‌ها و ویژگی‌ها
    اهمیت تزیینات خوشنویسی و شکل مسجد، دو ویژگی اصلی هنر و معماری اسلامی هستند که عمیقاً با ایمان اسلامی ارتباط دارند و در همان روزگار آغازین دین پیشرفت کردند. پیامبر [اسلام]، [حضرت] محمد، تاجری ثروتمند در مکه بود که در حدود 40 سالگی مجموعه عمیقی از وحی را دریافت کرد و شروع به تبلیغ دین جدیدی نمود‌. این وحی‌ها که مسلمانان آن‌ها را پیام الهی می‌انگارند، در قرآن - کتاب مقدس مسلمانان - جمع‌آوری شده است. میراث غنی زبانی و ادبیات عرب در احساس احترام عمیق نسبت به قرآن نقش داشت. (1)
     
    مرکزیت قرآن در فرهنگ اسلامی و جذابیت ویژه شکل ‌خط عربی سبب شد از کلام نوشتاری، به ویژه آیات قرآنی به عنوان کتیبه‌های مساجد استفاده گردد و نیز تزیینات خطاطی و شیوه‌های آن در تمام شاخه‌های هنر اسلامی پیشرفت نماید.
     
    در سال 622‌ پس از میلاد، همان سالی که مبدأ تاریخ اسلامی قرار گرفت، ‌حضرت محمد به شهر یثرب - که بعداً مدینه نام گرفت، هجرت نمود. در آن‌جا جامعه‌ای از مومنان که در پیرامون خانه محمد به عبادت مشغول بودند، گردهم آمدند. نمازگزاران عادی جامعه جدید در این مکان ساده، شکل مسجد را پایه‌گذاری کردند که عبارت بود از محوطه‌ای محصور و مستطیلی با آلونک‌هایی (‌خانه‌های همسران [حضرت] محمد) که در طول یک ضلع آن قرار گرفته بودند و یک ایوان ناهموار (سایه‌بانی که در اصل برای استفاده از سایه بوده است‌) که در یک طرف برای مسلمین فقیرتر در نظر گرفته شده بود‌. از این رو، تقریباً تمام مساجد نقشه خانه [حضرت] محمد را تکرار می‌کردند و عبارت بودند از ‌یک محوطه محصور (صحن)، ساختمانی در یک طرف برای نماز و طاق‌هایی قوسی (رواق‌ها ) در اطراف محوطه.
     
    اولین پیروان [حضرت] محمد[ص] ‌که از شبه جزیره عربستان بودند در مقایسه با امپراطوری‌هایی که بعداً فتح کرده و ]سبک‌های هنری آن را[ به عنوان سرمشق خود گرفتند‌، هیچ‌گونه سبک هنری بومی و مخصوص به خود نداشتند. با گسترش اسلام، متناسب با شرایط متفاوت اقلیمی و مصالح در دسترس در فتوحات اسلامی و با جذب و اقتباس از شیوه‌های هنرهای بومی‌، انواع هنری آن بالیدن گرفت و نقش‌هایی که در یک ناحیه باب بود، به زودی‌ جهان بزرگ اسلام‌ را فرا گرفت.
     
    بنابراین هنر اسلامی از منابع فراوانی گسترش یافته است. شیوه‌های رومی‌، مسیحیت باستان و بیزانسی در معماری پیشین اسلامی مورد اقتباس قرار گرفت. تاثیر هنر ساسانی – هنر معماری و تزیینی ایرانِ پیش از اسلام در دوران حکومت ساسانیان ـ بر هنر اسلامی‌بالاترین اهمیت را داشت‌. شیوه‌های آسیای مرکزی با تاخت و تازهای تاتار و مغول به هنر اسلامی نفوذ کرد و هنر چینی تأثیر ‌تکوین‌گری بر نقاشی، سفالگری و پارچه‌بافی اسلامی گذاشت.

    سیر تاریخی
    سیر تحول هنر اسلامی - از قرن هفتم تا هجدهم میلادی - را در سه دوره می‌توان طبقه‌بندی کرد. دوره شکل‌گیری هنر اسلامی، ‌کمابیش ‌با حاکمیت اولین حاکمان اسلامی یا خلفای بنی امیه (661الی 750م) که اسلام را از دمشق در سوریه تا اسپانیا گسترش دادند، هم‌زمان بود.
     
    دوره میانی‌، عصر خلفای عباسی (750م الی 1258م)‌ که ‌از بغداد در عراق خلافت اسلامی را بر عهده داشتند تا زمان استیلای مغول را در بر می‌گیرد.
     
    دوران خلافت عباسی که در ترویج آموزش و فرهنگ پرآوازه است، تاریخ اسلامی درخشان‌ترین است. در همین دوره میانی است که تأثیر نماهای هنر ایرانی چشمگیر شد.
     
    از استیلای مغول تا قرن هجدهم میلادی را می‌توان برای سهولت، دوره پسین هنر اسلامی نامید.‌‌‌‌‌‌
     
    در این دوره سبک‌های متمایز هنر در ‌بخش‌های مختلف جهان اسلام قا‌بل شناسایی است که با سلسله‌های گوناگون حاکمان ارتباط دارند.
     
    سبک‌های گفته شده در این مقاله در ‌کنار هنر اموی و عباسی، هنر‌های ترکان سلجوقی که ‌از اواسط قرن یازدهم میلادی تا 1157م‌ بر ایران حکم راندند‌، هنر ایلخانیان که مغول تبار بوده و شرق ایران را از از سال 1256م تا 11349 م در تسلط خود داشتند‌، هنر تیموریان که به عنوان بزرگ‌ترین حامیان فرهنگ ایرانی از سال 1378م تا 1502م بر شرق ایران حکومت کردند و هنر صفویه که حاکمان تمامی ایران از سال 1502م تا1736م بودند را نیز شامل می‌شود.
    هنر، تحت حکمرانی ترکان عثمانی که ازسال 1299م تا 1922م حاکمان ترکیه‌ بودند و در قرن 16م ‌امپراطوری خود را تا مصر و سوریه گسترش دادند‌ نیز شکوفا شد.
     
    پیش‌تر در مصر (و سوریه)، سبک‌های خاصی [به وجود آمد که] با حکومت فاطمیین (1171م-909م) و ممالیک که سلطه خود را در1250 پی افکندند ارتباط داشت.

    معماری
     

     
    ‌مسجد سلیمانیه در سال 1550 در استامبول ساخته شد. معمار این بنا که سنان نام داشت طرح خود را بر اساس کلیساهای بیزانسی و به گونه‌ای ویژه بر اساس ایاصوفیه ‌بنا نهاد.
     
    گنبد بزرگ مرکزی که بر فراز یک چهار پر بنا شده‌، مشرف است بر فضاهایی مشابه که به وسیله نیمه گنبدهایی که خود، پشت بندِ گنبد اصلی‌اند، طاق دار شده‌اند. مناره‌های مخروطی چهارگانه‌ بالکن دار‌، ویژگی‌ معماری مساجد‌ بعدی است.‌

    مراسم عبادی اندک و نسبتاً ساده آیین اسلامی باعث رشد یک معماری مذهبی‌ منحصر به فرد شامل مسجد‌، محلی برای نماز و گردهمایی امت‌، و مدرسه مذهبی شد‌.‌
     
    در میان نما‌های گوناگون و شاخص معماری غیر دینی اسلامی‌ اماکن‌، کاروان‌سراها و شهر‌ها دارای اهمیت‌اند ‌که با طرح‌ریزی پیچیده خود بیانگر وجود دغدغه‌ای برای مسأله بسیار مهم دسترسی به آب و تأمین پناهگاهی در برابر گرما هستند.
     
    آرامگاه‌ها نوع سوم ساختمان هستند که در جهان اسلام ‌اهمیت دارند و هم به عنوان مرقدی حقیقی برای یک حاکم یا شخصیتی مقدس و هم به عنوان مظهری از قدرت سیاسی ایفای نقش می‌کنند. تمام این بناها چه دینی و چه غیر دینی در بسیاری از ویژگی‌ها چه بنیادی و چه تزیینی با یکدیکر مشترک هستند.

    مساجد
     

     
    نمایه یک مسجد
     
    مساجد متناسب با نماز مسلمانان طرح‌ریزی شده ‌و عموماً در اطراف محوطه‌ای‌ سامان یافته‌اند که یادآور حیاط خانه محمد(ص) می‌باشد، همان خانه‌ای که به عنوان اولین مسجد به کار رفت. مسمانان رو به سمتی که قبله نامیده شده و به طرف شهر مقدس مکه است نماز می‌گذارند. محراب یا طاق نماز‌، قبله را نشان می‌دهد. سالن اصلی نماز در طرف قبله مسجد واقع شده است. نمازگزارانی که با صدای مؤذن از فراز مناره ‌به نماز فراخوانده شده‌اند، ممکن است به خطبه‌ای که از منبری نزدیک به محراب ارائه می‌گردد گوش فرا دهند. ‌مسجدی که‌ تالاری گنبد‌دار یا ایوان در هر طرف صحن آن دارد، ظاهر این مسجد به گونه‌ای است‌ که به عنوان مسجد چهار ایوان شناخته می‌شود.



    مسلمانان جهتی را که به سمت آن نماز می‌خوانند قبله می‌نامند و پیامبر برای 2 سال نخستی که در مدینه بود به سمت اورشلیم نماز گزارد‌. ایشان سپس وحی‌ای را دریافت کرد مبنی بر این که قبله حقیقی در مکه واقع است که از آن پس تا کنون همین شهر قبله بوده است که در نحوه جهت‌گیری و سازماندهی خاص فضا‌ در مساجد سرتاسر جهان شاخصی تعیین‌کننده بوده است. قبله به وسیله یک محراب تزیینی یا طاق مشخص می‌شود.

    محراب
    هنگامی که مسلمانان سوریه را در سال 636 فتح کردند‌، بسیاری از کلیساهای باسیلیک ‌که به صورت متروکه رها ‌شده بودند را به عنوان مسجد به کار گرفتند. کلیساهای باسیلیک‌، ساختمان‌هایی طویل و سه قوسی با سقفی مرتفع و محرابی در انتهای شرقی آن بودند. نمازگزاران نوین - مسلمانان - محراب را بر دیوار جنوبی قرار دادند و ورودی‌های جدیدی در دیوار شمالی تعبیه کرد تا نماز جماعت در عرض راهروهای کلیسا‌ برپا گردد.

    صحن
     
     
    قبه الصخره‌، قدیمی‌ترین بنای اسلامی موجود‌، در اورشلیم بر فراز صخره مقدس واقع شده است، جایی که اعتقاد بر این است که‌ پیامبر [اسلام حضرت] محمد به آسمان صعود کرد. خلیفه عبدالملک این مسجد را در اواخر قرن هفتم ساخت‌. بنیان هشت ضلعی مسجد‌، فضایی مرکزی را در بر می‌گیرد که گنبدی بر بالای آن قرار دارد. تزیینات موزاییکی غنی‌ای دیوارهای بیرونی را پوشانده است.
     
    قبة الصخره در اورشلیم یکی از قدیمی‌ترین کارهای معماری اسلامی‌ برجای مانده است‌. این مسجد توسط عبد‌الملک‌، خلیفه [اموی] ساخته و بین سال‌های 691و 692 تکمیل شد. این بنا به شکل هشت‌ضلعی است و گنبدی طلایی بر فراز آن قرار گرفته است. سطح درونی و بیرونی آن با مرمر و کاشی‌های سرامیک لعاب‌دار با الگو‌های معرق‌کاری تزیین شده است. قبة الصخره که در وسط صحنی بزرگ‌، بر فراز صخره معبد قرار گرفته است یکی از مقدس‌ترین اماکن در اورشلیم به شمار می‌آید.
     
    هنگامی که کلیسای باسیلیک با تعدیلاتی که در آن صورت پذیرفته بود با صحنی که در اضلاع خود دالان‌های طاق‌دار دارد ضمیمه شود‌، تمام ویژگی‌های اساسی خانه پیامبر در مدینه را دارا است. مسجد الاقصی - اولین مسجد در اورشلیم- (قبل از 670 م) به همین صورت از ایوان سلطنتی هرود که یک کلیسای باسیلیک ویران بود، اقتباس شد. در نمونه‌های بعدی راهروهای طولانی‌تری به انتهای صحن اضافه گردید - برای مثال در مسجد بزرگ قرطبه‌، قرن‌های هشتم تا دهم در اسپانیا - و هر گونه همانندی به کلیساها با تاکیدی که بر انتهاهای نوک‌تیز دارند از بین رفت. این توسعه‌ها پاسخی به رشد جمعیت بود‌، اما ‌از جهتی روند توسعه متناظر است با ویژگی اساسی تمام هنرهای اسلامی‌ و آن تکرار پایان‌ناپذیر الگو و نقش‌هاست.

    مناره
    این مناره حلزونی که روزگاری مؤذن از فراز آن مؤمنین را به نماز فرا می‌خواند، تنها ویژگی بر جای مانده از مسجد عظیم سامرا در عراق است که در زمان بنای آن (852-848) بزرگترین مسجد اسلامی در جهان به شمار می‌رفت.
     
    در زمان حیات پیامبر‌، در مدینه از پشت‌بام اذان گفته می‌شد که تقلیدی بود از شیوه یهود در دمیدن در شافر (شاخ قوچ) یا مسیحیت قدیم در به کار‌گیری یک تقه‌زن برای گرد هم آوردن عابدان. (2)
     
    به نظر می‌رسد منشأ پیدایش مناره‌، سنتی سوری باشد که گوشه‌های ساختمان را با چهار برجک می‌ساختند. مناره برجی است در گوشه صحن مسجد - یا مانند مسجد سامرا در خارج از مسجد - که بعد از حیات [حضرت] محمد (ص ) اذان گفتن از فراز آن سنت گشت. مسجد اموی یا مسجد جامع ‌در دمشق (15-705) که به دور یک کلیسای باسیلیک ساخته شد، بهترین نمونه به جا مانده از یک مسجد صحن‌دار قدیمی با یک مناره است‌. در بناهای بعدی حرم یا نمازخانه‌، یک گنبد، محراب اصلی را از چهار محراب موجود روی دیوار قبله مشخص می‌نمود.
     
    گنبد
    گنبد به عنوان ویژگی عمده سراسر معماری اسلامی‌، ریشه در معماری ساسانی و مسیحی قدیم دارد. قدیمی‌ترین مسجد بر جای مانده - قبه الصخره (اواخر قرن هفتم) در اورشلیم - ‌یکی از بناهای بزرگ مذهبی در جهان است و محلی است که [حضرت] محمد (ص) بنا به روایات از آن‌جا به آسمان معراج کرد. این مسجد دارای گنبدی ‌بر بالای استوانه‌ای طبل مانند و نیز دارای طرح و پلانی مدور و حلقوی و نیز دو راهرو سرپوشیده یا دهلیز می‌باشد. طرح این بنا از معماری رومی اقتباس شده است که ممکن است در رقابت با کلیسای «آرامگاه مقدس» که آن هم در اورشلیم قرار دارد، بنا شده است. از این رو قبة الصخره با طرح بنیادی مسجد سازگاری ندارد. گنبد آن طلاکاری شده و بقیه سطوح‌ درونی و بیرونی آن تماماً با موزاییک رنگارنگ سرامیکی پوشانده شده است.
     
    در برهه‌ای که اسلام گسترش می‌یافت، تأثیر مردمان ترک‌تبار [بر هنر اسلامی] به گونه‌ای فزاینده احساس می‌شد. به همین خاطر آرامگاه بنا شده در آغاز قرن دهم‌ برای حاکم بخارا ‌در آسیای مرکزی (خاستگاه سلسله سلجوقی) اهمیت ‌ساختمانی ‌دارد. این بنای آجری مربع شکل دارای گنبدی است که به جای قرار گرفتن بر لچک‌های کروی (تاق ضربی‌هایی با ‌بخش‌های مثلثی قوس‌دار [که معمولاً گنبد‌ها بر آن‌ها واقع می‌گردد]) که در عالم بیزانس معمول بود‌، بر سکنج‌ها (تاق‌بندی‌های کوچک که گوشه‌های این مربع را به هم پیوند می‌دهند) قرار گرفته است. بنای سکنج‌ها از ایران ساسانی سرچشمه گرفته است. آن‌ها بسیار ساده‌تر از‌ لچک‌های کروی‌ساخته می‌شوند، به همین خاطر این تدبیر به گسترش مساجد و آرامگاه‌ها و دیگر سازه‌های قبه‌دار در سراسر جهان اسلام انجامید.
     
    مساجد ساخته شده تحت سلطه عثمانی‌ها‌، میراث بیزانسی ترکیه را منعکس می‌کرد‌. مسجد بزرگ سلیمانیه (1574-1569) که آن را معمار بزرگ ترک «سنان» در «ادیرنه» ترکیه ساخت‌، گنبدی بسیار بزرگ دارد که با گنبد‌های مشابه و با نیمه گنبدهایی احاطه شده است. درست به همان ترتیبی که در مسجد «ایاصوفیه» - ‌کلیسایی بیزانسی که بعداً به مسجد تغییر هویت پیدا کرد - در استانبول ترکیه وجود دارد. اگر چه مسجد ادیرنه از نظر وسعت نیز مانند مسجد ایاصوفیه است؛ اما پنجره‌های فراوانی دارد که روشنایی بیشتری را تأمین می‌کند. این شیوه– که «سنان» آن را در دو مسجد معروف استانبول نیز به کار گرفت - طراحی مساجد در سراسر ترکیه‌، سوریه، مصر، عربستان و شمال آفریقا را تحت تاثیر خود قرار داد.

    ایوان
    در مساجد عهد عباسی در عراق‌، ایوان ـ تالار یا دالانی فراخ‌، قوس‌دار و دو بخشی - به هر طرف از طاقگان‌های اطراف صحن مسجد افزوده ‌شد. ایوان ریشه در معماری ایران ساسانی دارد.
     
    طاق محرابی
    اگرچه طاق نعل اسبی در معماری اسلامی، به ویژه در نمونه‌های‌ اولیه بیشتر معمول‌ است؛ اما طاق محرابی نیز شناخته شده بود. طاق محرابی که احتمالاً دارای منشأ سوری بوده و توسط امویان تعدیل گشته است، ویژگی مساجد دوره عباسی نیز هست و در قرن‌های نهم و دهم از عراق به مصر راه پیدا کرد. طاق محرابی‌های ساخته شده در مساجد بعدی مصر و تحت حکومت ممالیک (از قرن سیزدهم)، دارای نمای گوتیک می‌باشد که تأثیر درون‌مایه‌های معماری اروپایی را نشان می‌دهد که توسط صلیبی‌ها منتقل شده است.

    منبر و مقصوره
    اولین کاربرد شناخته شده از منبر، در مسجد مدینه صورت گرفت. منبر که در اصل به عنوان مسند به کار گرفته شد،  خیلی زود جایگاه خود را به عنوان یک سکوی تمام عیار برای سخنرانی و تبلیغ پیدا کرد. سامانه معماری دیگری که نه در تمام مساجد، بلکه در برخی از آن‌ها معمول بود، مقصوره است که عبارت است از دیواره یا مکانی بسته دور محراب برای محافظت حاکمان امت در حین انجام خدمت که پس از کشته شدن سه خلیفه اول [عمر، عثمان و حضرت علی(ع)] ساخته شد.

    مدرسه
     

    صحن‌، مدرسه‌، اصفهان
     
    مدرسه محلی برای تحصیل و عبادت است. این نما که به صحن مدرسه چهارباغ ‌در اصفهان باز شده است، مسجد قبه‌دار‌، حوض مرکزی و حجره‌هایی را نشان می‌دهد که به دور صحن آن‌، برای مطالعه و سکونت به کار می‌روند.
    در دوره میانی و تحت حکومت عباسیان گونه‌ی جدیدی از معماری دینی - مدرسه یا حوزه علوم دینی - در شرق ایران باب شد و هیأت آن که بر اساس معماری ساسانی است در گونه‌ی جدیدی از مسجد به کار گرفته شد که خیلی زود در بسیاری از کشورها رواج یافت‌. مدرسه یا مسجد ـ مدرسه دارای ایوان‌هایی در چهار طرف است (ایوان رو به قبله بزرگ‌تر از بقیه است) که با طاقگان‌هایی دو طبقه به یکدیگر متصل شده‌اند. در مدرسه‌ها این طاق‌ها به حجره‌هایی منتهی می‌گردند‌، حال آن که در مساجد طاق‌ها تنها به شکل تورفتگی‌هایی هستند.
     
    در برخی از مدارس بعدی‌، صحن با گنبدی پوشیده می‌شود. مسجد جامع (اصطلاحی عام‌ برای مسجدی که جماعت زیادی از نمازگزاران را در خود جای دهد) اصفهان در ایران نمونه بزرگی از یک مسجد - مدرسه پیشین ‌است. در این بنا مانند دیگر مزارهای این دوره‌، موتیف مقرنس که همان تزیینات قندیل مانند سقف‌های ضربی و قوس‌دار است، گسترش پیدا نمود. مقرنس که ویژگی خاص تزیین اسلامی است، متشکل از تورفتگی‌های با طرح لانه زنبوری همراه با بیرون‌زدگی‌های کوچک است که با هم در داخل یک سقف قوسی یا زیر یک گنبد سامان یافته‌اند.
     
    مسجد شاه با گنبد بلند‌، نوک‌تیز و کاشی شده‌اش که پشت ایوان اصلی واقع شده و سطوح داخلی گنبد و قندیل‌های پوشیده با کاشی‌اش‌ و مسجد «شیخ لطف الله» با گنبدی حتی پیچیده و پر زرق و برق‌تر‌، ‌نمونه‌های بعدی مسجد ـ مدرسه هستند که هر دو در اصفهان و هر دو در قرن 17م بنا شده‌اند.
     
    معماری غیر دینی
     
    صحن شیران‌، الحمراء
    صحن شیران در گوشه‌ای از کاخ الحمراء در گرانادا (قرناطه) اسپانیا واقع است. اطاق‌هایی که صحن را احاطه کرده‌اند به خاطر نقش برجسته‌های روکار پیچیده و مفصل آن‌ها مشهور هستند. این کاخ قلعه اسلامی برای پادشاهان عرب‌تبار اندلس در طول قرن‌های 13 و 14 ساخته شد.
     
    در دوره امویان و اوایل عباسیان‌، شاهزادگانی از دودمان خلیفه، شماری‌ کاخ بیابانی در سوریه و عراق بنا کردند. برخی از این کاخ‌‌ها ‌مانند کاخ‌‌های ساسانیان، دارای شکارگاه بودند ‌یا حمام‌هایی قبه دار برگرفته از ساختمان‌های نوع متأخر رومی داشتند. از این رو این کاخ‌ها آمیزه‌ای از میراث هنری غربی و شرقی را به نمایش می‌گذارند ‌که مشخصات هنر آغازین اسلامی را تصویر می‌کنند و نیز آزادی نسبی آن را در برابر ممنوعیت‌های ‌سنتی هنر پیکرنگاری‌نشان می‌دهند که این ممنوعیت‌ها‌نه در قرآن، بلکه در حدیث که‌ در قرن نهم تدوین شد، آمده بود.
     
    ویژگی کاخ‌های اموی‌، موزاییک‌ها‌، نقاشی‌های دیواری و تمثال‌های ‌نقش برجسته گچی بود که ندیمان، حیوان‌ها و حتی خود خلیفه را نشان می‌داد‌. قسمت زیادی از این آرایه از سنت ساسانی نشأت گرفته بود.
     
    جهان اسلام‌ در دوره میانی، شکوفاترین تمدن شهری که تا آن زمان دیده شده بود را پدید آورد. به هر حال، با آمدن مغول‌ها بسیاری از این گونه شهرها ویران شد یا این که به روستا تنزل پیدا کردند و سیستم‌های آبی که این شهر‌ها به آن وابسته بودند، ویران شد.
     
    در زمان حکومت عباسیان‌، بنای سامرا که یک شهر کاملاً اداری‌ ـ اجرایی بود در صحرای نزدیک بغداد آغاز گردید، اما هرگز به پایان نرسید. درون سامرا ساختمانی عظیم و برج و بارو‌دار ‌به مساحت 175 هکتار (432جریب)‌ و ‌دارای شمار زیادی باغ وجود داشت که خود شهری به شمار می‌رفت و شامل ادارات‌، مسجد‌، حمام‌ها و محله‌های مسکونی‌ بود. برخی از ساختمان‌های مسکونی دارای تزیینات نقاشی پیکرنگاری بودند؛ اما در این میان ‌بهترین کار آذینی‌، گچ‌بری با الگوی سراسر هندسی بر اساس موتیف‌های ترکی (آسیای مرکزی‌) بود‌.‌ شهرهای طراحی شده‌ای مانند سامرا و الفسطاط (شهری در نزدیکی قاهره که با حفاری و خاک‌برداری شناخته شد) به خاطر لوله‌کشی آب و فاضلاب آن‌ها که به گونه کار‌آمدی مهندسی شده بودند، قابل توجه می‌باشند‌، تمام خانه‌ها دارای حمام و توالت‌ بودند. برنامه دیگر شهر‌سازی دوره عباسی، ساخت شهری دایره شکل (762) در بغداد بود که (ویژگی و مشخصات آن) در اصل از متون و توصیفات نوشتاری دانسته می‌شود؛ زیرا محل آن زیر شهر امروزین ]بغداد[ قرار گرفته است‌. این شهر مدوّر از حلقه‌های هم مرکزی تشکیل می‌شد که اقامتگاه‌، مساجد و خانواده خلیفه در حلقه مرکزی قرار داشتند. طرح اولیه این شهر، ریشه‌ای ساسانی‌‌ ـ ایرانی دارد. بعداً مجتمع‌های کاخی شبیه آنچه در سامرا وجود دارد در قاهره‌، مدینه الزهرا (اسپانیا)، ‌شمال آفریقا و در استانبول‌، جایی که عثمانی‌ها در سال 1459 کاخ توپکپی سارایی یا کاخ موزه توپکپی امروزی را بنا کردند، ساخته شد. این سنت در قرن 14م در کاخ الحمراء - متعلق به حاکمان عرب‌تبار اسپانیا - در گرانادای (قرناطه) اسپانیا ‌نیز ادامه پیدا کرد.
     
    آن‌چه به طور ویژه‌ای در اینجا قابل توجه است، صحن شیران با‌فواره آن است که این فواره با شیرهای سنگی آب فشان احاطه شده است.
     
    شیران الحمراء همتایانی در ظروف برنزین و سفالین که شکل حیوان گرفته‌ دارند و اگرچه تمثالی بودن آن‌ها، کارکردشان را در دسته ‌هنر تزیینی قرار می‌دهد.
     
    در ایران‌، آخرین بنا‌های بزرگ آن‌هایی بودند که توسط صفویان بنا شدند. مساعدت صفویان در معماری غیر دینی، شامل می‌شد بر ‌پل‌ها و ‌زمین‌های چوگان ‌و نیز کاخ‌هایی از کوشک‌های چوبین به گونه‌ای که از طریق آن‌ها می‌شد از مشاهده‌ فواره‌های همیشگی‌ بهره برد و مسابقات چوگان را مشاهده نمود‌. بخش دیگری از کاخ، یگ گالری هنری بود که شاه عباس اول آن را برای‌ کلکسیون چینی‌اش در نظر داشت.
     
    کاروانسرا («هان» در ترکی) ره‌آورد ویژه سلجوقیان برای هنر غیر دینی است. این استراحت‌گاه‌ها که برای مسافران در طول‌مسیر کاروان‌ها‌ بنا می‌شد‌، شامل تالاری راهرووار و ‌محوطه‌ای برای حیوانات بود. انواع دیگری از ساختمان‌ها که در تاریخ معماری مهم هستند، عبارت‌اند از حمام‌های عمومی‌، بازارها، باغ‌ها و نیز آلاچیق‌های باغی‌، رباط‌‌ها یا دژهای مرزی که نمونه برجسته آن، هم اکنون تنها در تونس یافت می‌شود.

    حرم‌ها و آرامگاه‌ها
     
    آرامگاه امپراطور - جهانگیر - که در قرن 17 در لاهور پاکستان بنا شد به گونه‌ای پیچیده‌ای با انواع طرح‌ها و رنگ‌ها تزئین شده است‌. آن‌چه در این‌جا مشاهده می‌شود، نمای بیرونی دیوار و یکی از چهار مناره‌ای است که باغ شامل آرامگاه امپراطور را احاطه کرده‌اند.
     
    علی‌رغم ممنوعیت‌های اسلامی در ساختن مراقد مجلل، آرامگاه‌ها به عنوان نمادهایی از قدرت رهبران متوفی‌، مهم‌ترین بناهای اسلامی بعد از مساجد و کاخ‌ها هستند. گورستان‌هایی از مقبره‌های قبه‌دار که ‌حاکمان مملوک مصر آن‌ها را در قرن 15 در بیرون مصر ساختند، ‌نمونه‌هایی از این آرامگاه‌ها هستند. تیموریان ‌در سمرقند (اکنون در ازبکستان) گورستانی به نام «ساهی زنده» (قرن 15-16) بنا کردند که عبارت بود از مجموعه شکوهمندی از ساختمان‌ها با آجرکاری طرح‌دار و و زیبا و گنبدهایی کاشی‌، مرتفع و گردن‌دار‌.
     
    در ایران، در عصر فاتحان مغول‌، نوع خاصی از مقبره پدید آمد‌. آرامگاه بزرگ متعلق به قرن چهاردهم در سلطانیه دارای گنبد دو سازه‌ای است که بدون وزن افزوده‌، ارتفاع بسیار بیشتری به گنبد داده است و این گنبد بر روی پایه‌ای هشت‌ضلعی بنا شده است (در اصل با برجی در هر گوشه).
     
    برجسته‌ترین نمونه این شکل‌، «تاج محل» به عنوان یکی از مشهورین آرامگاه‌های اسلامی است‌ که توسط دو معمار ایرانی در نیمه قرن 17 میلادی ‌در «اگره» ‌هند ساخته شد.
     
    تزیینات معماری
     

     
    تزیینات کاشی‌کاری
     
    کاربرد کاشی رنگی در تزیینات معماری، تاریخ دور و درازی در خاورمیانه دارد. این طرح‌های پیچیده‌ در مقرنس‌های مفصل‌ ورودی یک مدرسه یا حوزه علمیه در اصفهان تنظیم شده‌اند.
     
    گچ‌کاری‌، آجرکاری و کاشی‌کاری، به عنوان رسانه تزیینی‌ در روکاری و توکاری ‌تمام ساختمان‌های اسلامی استفاده شده‌اند. سلجوقیان به این مجموعه، آجر لعاب‌دار و کاشی‌ها را افزودند که بعداً مانند سفالینه‌هایشان صیقلی و منقوش شد. شهر کاشان در ایران به طور تخصصی بر این مسأله تمرکز کرده بود. تمامی نمای محراب‌ها متشکل از نوارهای‌ ستون‌واری ‌از کتیبه‌های قرآنی با کاشی‌های منقوش برّاق ساخته شده بودند که خود شیوه‌ای در سفالینه بود که در‌ کاشی به کار رفت. کاشی‌ها در اشکال گوناگونی همچون ستارگان، در کنار یکدیگر بر پهنه ‌دیوارها جای می‌گرفتند.
     
    ویژگی هنر تیموری این بود که محراب‌ها از قطعه موزاییک‌های درخشان پوشانده‌ می‌شدند، به گونه‌ای که در آن‌ها هر رنگی جدای از دیگر رنگ‌ها پخته می‌شد تا نهایت شدت خویش را بیابد. در قرن 15 کاشی موزاییک‌کارهایی از ایران ‌که هنوز در آن زمان مرکزی مهم در این رشته به حساب می‌آمد‌، تولید قطعه کاشی را در ترکیه بنا نهادند. با گسترش کارگاه‌ها در «ایزنیک»‌، ترک‌ها منابع دست اول خود را از کاشی‌ها در اختیار داشتند.
     
    در ایران دوره صفویه‌، بیشتر ساختمان‌های جدید پوشش باشکوهی از کاشی دریافت نمودند و بسیاری از بناهای قدیمی‌تر دوباره به همین صورت تزیین گشتند‌. این کاشی‌ها‌، کاشی‌هایی به رنگ طلایی و سبز که تا آن زمان سابقه نداشت را‌ شامل می‌شدند؛ رنگ‌های گوناگون با هم در طرح‌ها به کار برده و پخته می‌شدند نه این که مانند گذشته جدای از یگدیگر [و در قطعه‌هایی جدا] باشند؛ اکنون نتیجه متفاوت و درخشندگی هر رنگ کمتر بود.
     
    دیگر تزیینات معماری اسلامی کنده‌کاری روی چوب را شامل می‌شود که گاه همراه با خاتم‌کاری با عاج در مقصوره‌ها‌، منابر‌، پنجره‌ها و در‌ها و عناصر مختلف ساختمانی استفاده می‌شد‌. برجسته‌کاری روی سنگ و مرصع‌کاری مرمرین در بنا‌هایی در اسپانیا‌، ترکیه و مصر (از دوره مملوک) به چشم می‌خورد.
     
    چراغ‌های مساجد و قالی‌های رنگارنگ نماز - اگرچه خود بخشی از ساختمان نیستند - می‌توانند تزیینات معماری به حساب آیند که ساختمان را می‌پوشند و با فراهم نمودن نور و رنگ آن را دگرگون می‌نمایند.

    پانوشت:
    1 – هر انسان عاقل‌، باوجدان و بی‌غرض که در قرآن اندیشه کند آن را کلام خدا خواهد یافت و صادر شدن این کتاب عمیق و دقیق را از شخصی درس ناخوانده ناممکن خواهد شمرد و این انگاره به مسلمانان محدود نمی‌شود، نظرات دانشمندان غیر مسلمان در باره قرآن که در کتاب‌ها و مجموعه‌های مختلف جمع‌آوری شده است مویدی بر این مدعا است. مترجم
     
    2 – خواننده خود واقف است که هیچ‌گونه شباهتی بین اذان و شیوه‌های یهود و مسیحیت در گردآوری عابدان وجود ندارد که بخواهد تقلیدی از آن‌ها باشد. مترجم

     

    ادامه مطلب