پرسپکتیو در آثار هنری و معماری - Modern Architecture

Modern Architecture

مقاله، ساختمان، معمار، طراحی داخلی، معماری کاغذی، پارکینگ، عکس های جالب، محوطه سازی، مجله معماری، خانه های مجلل، modern architecture، هتل شناور، نمای داخلی هتل، پلان هتل، پلان هتل6ستاره، هتـلی از یـــخ، عکس های دکوراسیون، persianweblog، ساختـمان ایـرانی، معماری ایرانی، پرشین بلاگ l، معماری مدرن فارسی ، معماری مدرن ایرانی، وب نوشت معماری مدرن، persian modern architecture، خم های معماری، منحنی معماری، معماران henn، ویلای مدرن، رنگ های متضاد، خانه معاصر، ویلایی دوبلکس، اتاق خواب والدین، حیاط خلوت

پرسپکتیو در آثار هنری و معماری
نویسنده : سیدفضلی - ساعت ٦:٠۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ امرداد ۱۳٩٠

یکی از نکات مهم در تاریخ هنر این است که همواره در طول تاریخ، تقابلی میان سبک کلاسیک با سبک‌های مخالف کلاسیک به چشم می‌خورد و پیوسته عصیان و مخالفت در برابر سنت‌های کلاسیک و تعلیمی وجود داشته است. هر گاه ابداع، خلاقیت، نوآوری و رها شدن از سنت‌های تعلیمی و کلاسیک به اوج خود می‌رسید، دوباره بازگشت به سوی سنت‌های کلاسیک تکرار می‌شد و عده‌ای از هنرمندان، جنبش‌ هنری را به سوی مولفه‌های تعلیمی معطوف می‌نمودند. همان طور که هر از گاهی، عصیان در برابر سبک تعلیمی و کلاسیک شکل می‌گرفت و پاره‌ای از سبک‌های هنری در مخالفت با چارچوب‌های کلاسیک به وجو د می‌آمد


یکی از نکات مهم در تاریخ هنر این است که همواره در طول تاریخ، تقابلی میان سبک کلاسیک با سبک‌های مخالف کلاسیک به چشم می‌خورد و پیوسته عصیان و مخالفت در برابر سنت‌های کلاسیک و تعلیمی وجود داشته است. هر گاه ابداع، خلاقیت، نوآوری و رها شدن از سنت‌های تعلیمی و کلاسیک به اوج خود می‌رسید، دوباره بازگشت به سوی سنت‌های کلاسیک تکرار می‌شد و عده‌ای از هنرمندان، جنبش‌ هنری را به سوی مولفه‌های تعلیمی معطوف می‌نمودند. همان طور که هر از گاهی، عصیان در برابر سبک تعلیمی و کلاسیک شکل می‌گرفت و پاره‌ای از سبک‌های هنری در مخالفت با چارچوب‌های کلاسیک به وجو د می‌آمد.

 

 

 فرا رسیدن رنسانس

زمانی که قرون وسطی در اروپای شمالی به آخر رسید، مردم همه احساس پوچی، ترس و یأس می نمودند و در جستجوی مکتب دینی جدیدی بودند که جایگزین مکتب قدیمی شود. ولی در ایتالیا این حالت چندان عمومیت نداشت. بسیاری از ایتالیایی ها دوران  جدید را به عنوان "تولدی دیگر" و تحت عنوان رنسانس پذیرفتند.

واژه ی رنسانس متشکل از دو کلمه ی "رن" به معنای تولد و "سانس" به معنای دوباره می باشد.

در باره ی نیروی عظیم خلاقه ی رنسانس جالب ترین نکته ای که نظر ما را به خود می خواند ظهور و وجود انسان هایی است که هر یک در چندین رشته ی تخصصی استادی کامل داشتند. جهان بینی، که ما آن را در کار ها ی این دوره در مقابل خود داریم، راز غنای استعداد های چندگانه و کمال فروزان زندگی در این دوره است. بعنوان یکی از خلاقانه‌ترین و بدیع‌ترین ویژگی‌های رنسانس آغازین در نقاشی، می‌توان از تحولی نام برد که در شیوه‌های نقاشی این دوره به وقوع پیوست و نخستین بار از پرسپکتیو یا ژرفانگری استفاده شد.

در دوره رنسانس معماری به عنوان هنر عالی در نظر گرفته می شد. نظریه پردازان بر این باور بودند که طراحی معماری مانند همه هنرها از تجربه انسانی بر می خیزد اما معماری همچنین نمایانگر عالی ترین دستاوردهای هنری ممکن برای بشریت بود. اما معماری چنان که امروز تلقی می شود یک حرفه تخصصی تلقی نمی شد. طراحی معماری بوسیله معماران حرفه ای، نقاشان، مجسمه سازان (از قبیل میشل آنجلو)، اومانیستها، بنایان و افراد آماتور ساده با صرف زمان و هزینه بسیار انجام می شد.

معماری رنسانس ایتالیا ، دارای بیانی ویژه است و از ابزاری نو و بس مهم برای مفاهیم خود بهره می برد که مهمترین آن را می توان شکل واقعی دادن به اندیشه فضایی که دارای خصیصه پرسپکتیوی است، دانست.

مفهوم پرسپکتیو

پرسپکتیو علمی است بر اساس قوانین و اصول هندسی که به وسیله ی آن دوری و نزدیکی اجسام را نشان می دهند. با رعایت این اصول در طراحی می توانیم تناسب واقعی اجسام در فواصل مختلف را به نحوی نشان دهیم که با تناسبات اصلی آن ها مشابهت داشته باشند.

در واقع برای نشان دادن فضای سه بعدی روی صفحه ی دو بعدی معمولاً پرسپکتیو و قوانین آن را به کار می برند. این قوانین با استفاده از خطای دید بدست آمده و عمق کاذب و بعد مجازی ایجاد شده می تواند تصویری از فضای سه بعدی را بدهد. می توان گفت پرسپکتیو نگاهی است که معمولاً از جهان بیرون یعنی عالم محسوسات مادی آغاز می‌شود و سپس به درون‌نگری  راه می‌برد.

پرسپکتیوها بسته به کاربردشان انواع مختلفی دارند. به طور کلی می توان پرسپکتیوها را به دو دسته ی علمی و ترسیمی (واقعی) تقسیم کرد:

پرسپکتیو ترسیمی و رشد فردیت طلبی جدید:

در پرسپکتیو ترسیمی (ریشه ی لغوی پرسپکتیو "بوضوح دیدن" است) اشیا در صفحه ای مسطح چنان که دیده میشوند ترسیم می گردند و نه چنان که واقعا" هستند که مانند حاصل کار دوربین عکاسی می باشد، در واقع یک نظام هندسی است که اندازه ها و فواصل اشیاء و اجسام با مقایسه و چگونگی قرار گرفتن آنها در جلو و عقب یکدیگر به دست می آیند.

اندازه، موضع، تقارب متوازی، سایه روشن و بافت از ویژگی های این پرسپکتیوها هستند. این نوع پرسپکتیو بنا بر موقعیت ناظر، اندازه و فاصلۀ او تا موضوع، انواع مختلفی پیدا میکند که همه بر این پایه استوار هستند که تمام نقاط موازی هم به نقطه ای که روی خط دید قرار می گیرد، می رسند.

شـیء جلو، بزرگ تــر و شـیء عقب کوچــک تر اسـت، نقـاط گـریــز و ناظـر در محــل خاصــی قرار می گیرند که به پرسپکتیو معنی و مفهوم می دهند. از روی پرسپکتیو می توان محل ناظر را تعیین کرد.

القای فضا از طریق پرسپکتیو واقعی که بر اساس خطای دید ایجاد می شود، محدود به همان زاویه ای است که فضا دیده میشود. در حالیکه چشم ما در حرکت مداوم است و با تغییر مکان، بخش های زیادی از یک فضا را به طور پیوسته ادراک میکند.

 

 

این نوع پرسپکتیو در خلق آثار هنری بخصوص در مقطعی از تاریخ به کار آمده که ادامه دارد.

پرسپکتیو علمی:

آنهایی هستند که با استفاده از سه محور کــه در بیرون صفحـه عمود برهم هستند نشــان داده می شوند و زوایای α , β , γ  در صفحه ی تصویر هر اندازه ای باشند بنا بر قرار داد فرض بر این است که در عالم واقع با هم برابر و 90 درجه هستند لذاo  یک کنج قائم فرض می شود . مثلاً یک مکعب مستطیل به صورت زیر نشان داده می شود .

 

    

 هر کدام از حالت های خاصی که بین α , β , γ در صفحه ی تصویری پیدا می شود، کاربرد و اسمی خاص گرفته اند .  برای مثال اگر در صفحه ی تصویر α=β=γ=120°

باشد، اندازه های واقعی یک شی روی محورها با همان نسبت واقعی ترسیم می شوند .

اگر در صفحه ی تصویر α=β=γ=135° باشد، اندازه های واقعی یک شی روی محور  oy و oz برابر اندازه ی واقعی و روی محور ox  سقف اندازه ی واقعی ترسیم می شوند. تمام خطوط و صفحات موازی صفحات الف یا ب یا ج با هم موازی رسم می شوند.
کاربرد این پرسپکتیو بیشتر برای تهیه ی نقشه های فنی و مقاطع دقیق است. از جمله در معماری و طراحی صنعتی. همچنین میتوان گفت نسبت اندازه ها تغییر نمی کند و ناظر همه جا حضور دارد.

کشف پرسپکتیو

کشف پرسپکتیو با دوران رنسانس مقارن بود؛ با کشف انسان این جهانی و میرا. هنرمند گوتیک در انسان و طبیعت، جلال الهی می‌دید. نگاه رنسانس به آدم، نگاه علمی بود. آدم جای اصلی پرده را گرفت و عناصر دیگر را کنار زد. شبیه‌کشی و چهره‌نویسی رونق گرفت .

در واقع پرسپکتیو و سه بعدنمایى از دوره جدید بر نقاشى مسلط مى‏شود.  در گذشته تنها نقاشى یونانى است که به‏پرسپکتیو طبیعى نزدیک شده بود. کار هنرمند رنسانسى ابداع مجدد طبیعت و انسان و حتى خدا با تفسیرى انسان مدارانه ‏از تمامى جلوه‏ها و نظم طبیعى عالم بود. هنرمند دریافته بود که از طریق پرسپکتیومى‏تواند عقل جزوى را بر فضا مسلط نماید. به عبارت دیگر از انسان به عنوان وجود اصلى‏و مرکزى تصویرى عظیم ارائه نمود که فضا را باید در ارتباطى که با او دارد سنجید.

هنرمند با بازنمایى دقیق و عینى همه امور،جنبه‏هاى گوناگون واقعیت را ثبت کرده و آن‏را به صورت یک نظم عرضه مى‏دارد،نظمى که از هماهنگى نظام عالم بهره گرفته بود. این نظم نهایتا در نظام تکنیک تعین مى‏یابد. نظامی تحت عنوان "پرسپکتیو".

 به عقیده ی ایتالیایی ها رنسانس تولدی دیگر از قدرت های فکری بشر بود. چند هزار سال تحت عنوان قرون وسطی به هنر بی توجهی شده بود. البته ایتالیایی ها نمی خواستند به رومی های کلاسیک باز گردند و قطعاً فکر روی آوردن به دین جدیدی را هم نداشتند! ایتالیایی ها لازم دیدند که از تجارب هنرمندان کلاسیک نیز تا آنجا که مورد احتیاج است استفاده کنند.

و بدین سان پرسپکتیو یکی از عوامل اساسی تاریخ هنر شد و معیار اعتراض ناپذیری گشت که هر اثر هنری باید بدان سنجیده شود.

در نقاشی، ماساکیو نقاش جوان و نابغه ایتالیایی مکتب جدیدی بوجود آورد، ولی در 48 سالگی در گذشت و نتوانست به کارش ادامه دهد. تابلوی معروف "پدر خداوند"، "پسر عیسی و روح القدس و سن ژان و  سن ماری و دو پیشکار" از کارهای مشهور اوست .این تابلو کشف بزرگی را از نقاشی نشان می دهد. زمینه ی ساختمانی آن بر طبق یک سلسله قواعدی که مجموعاً به نام  "پرسپکتیو  علمی" نامیده می شود، مجسم شده است. البته قبلاً نیز در این زمینه کارهایی شده بود ولی پرسپکتیو علمی به طور کامل وضعیت اجسام را در فضا مشخص نمود. چون بر پایه اصول ریاضی و اندازه گیری دقیق زوایا و فواصل قرار داشت. دانستن این قوانین برای معماران و طراحان، امری ضروری است. در گذشته های دور طراحان و نقاشان نیز قوانین پرسپکتیو را به صورت علمی به کار می بستند، اما به طور کلی هنرمندان به صورت حسی عمق اجسام و نحوه ی قرار گرفتن آنها را در فضا مجسم می سازند. بنابراین ضروری است تا قبل از آن که به درک پرسپکتیو حسی نائل شویم، از این قوانین آگاهی داشته باشیم. به طور کلی دانستن علم پرسپکتیو اولین چیزی است که یک طراح باید بداند؛ زیرا طرح صحیح اغلب اشکال هندسی، بدون اعمال قوانین این علم، در برخی موارد تقریبـاً محال است. این علم، وسیله ای برای داشتن سرعت عمل و کمکی به صحت کار هر گونه طراحی در هنرهای تجسمی است.

در میان نقاشانی که سبک ماساکیو را تعقیب نموده اند، معروف ترینشان پیرو دلا فرانچسکا و دیگری  آندره آمانتینا بودند.

 فرق بین اواخر گوتیک و اوایل رنسانس  بخصوص در نقاشی های پرتره نمایان می شود. دومینیکو گیر لاندایو نقاش بزرگ ایتالیایی در تابلوی "پدر پسر کوچک" به دقت تمام اجزاء چهره ی مردی را کشیده است که فرزندش را در بغل دارد. توجهی که به جزئیات دقیق چهره مرد شده، همان چیزی است که در اواخر گوتیک به آن توجه چندانی نمی شد.

مخترعین پرسپکتیو

 پرسپکتیو اختراع شخص واحدی نبود، بلکه مظهر مبین عصر و تجلی وحدت فکر و احساس نوابغ در دوره ی رنسانس بود.  

در میان هنرمندان این دوره به حدی اسامی معروف و مشهور مشاهده می شود که نام بردن از یکایک آنها احتیاج به نگارش کتابی دارد. از آن میان چند نفر از شهرت بیشتری برخوردارند. از جمله جوتو، برونلسکی، مازاچو،  لئوناردوداوینچی ،میکل آنژ، و رافائل

افزون بر این ها، نقاشان دیگری همانند هوبرت ون آیک و یان وین آیک نیز به استفاده از پرسپکتیو در آثار خود پرداختند و با دیگر نقاشان رنسانس آغازین هم‌سو و هم‌داستان شدند.

"جوتو"

فردی همچون جوتو در آثار خود پرسپکتیو را وارد ساخت. فلورانس، زادگاه جوتو، زادگاه هنر رنسانس بود.

 

 

         اثری از جوتو – تصویری از مسیح

"برونلسکی"

فیلیپو برونلسکی، ( 1377– 1446 ) از پیش قدمان بزرگ پرسپکتیو، یکی از این نوابغ بود. برونلسکی از روح گوتیک قرن چهاردهم بسیار متاثر بود .
وی کار خود را با زرگری و آموختن السنه ی قدیمی آغاز کرد و سپس معمار، مجسمه ساز، مهندس و ریاضی دانی بزرگ شد.

برونلسکی از آنچه که رویا و خیال خود بود به عنوان منبع الهام در طراحی به خوبی بهره گرفت وی نقاط پنهان دید و پرسپکتیو را در نقاشی های اوایل دوره رنسانس ایتالیا به خوبی درک کرد و از آنها بهره گرفت . برونلسکی یک آزمایش پیشرفته اجام داد و بک وسیله نوری برای ترکیب یک چشم انداز واقعی با یک نقاشی اختراع کرد در این دستگاه با نگاه کردن از درون یک سوراخ کوچک و با استفاده از انعکاس تصویر در آینه تر کیبی از یک نقاشی موجود و یک منظره واقعی همراه با تصویر آسمان مشاهده می شد بیننده نمی دانست آیا در حال دین یک چشم اندازواقعی است یا ترکیبی الهام بخش از تجسم و واقعیت را مشاهده میکند.
 به طور معمول ابداع شیوه منحصر به فرد ایتالیایی در معماری رنسانس به برونلسکی نسبت داده می شود. او همچنین ابداعگر اصول زاویه دید خطی در طراحی و نقاشی شمرده شده است.

 در سال ۱۴۱۹ او مأموریت یافت گنبد کلیسای اعظم فلورانس را که بنای آن در سال ۱۲۹۶ آغاز شده بود بسازد. در سال ۱۴۱۹ ساختمان همچنان ناتمام باقی مانده بود زیرا هیچ کس به درستی درباره چگونگی ساخت گنبد نمی توانست تصمیم گیری کند. برونلسکی مشکل را با ابداع نوع جدیدی از گنبد حل کرد. گنبد برونلسکی به جای حالت نیمکره ای، هرمی و مرتفع بود. گنبد هشت وجه داشت و برونلسکی در خارج گنبد در مرز وجه های مجاور قوس هایی سفید رنگ ساخت تا توجه را به این هشت وجه جلب کند. این اولین گنبدی بود که از زمان دوره کلاسیک تا آن زمان ساخته شده بود که به طور عمده کارکردی خارج ساختمانی به جای کارکردی داخل ساختمانی داشت. در معماری قرون وسطی، گنبدها به نحوی طراحی می شدند تا از داخل مجموعه بنا قابل دید باشند. با این حال گنبد برونلسکی از تمامی فلورانس قابل مشاهده بود و در حقیقت هنوز امروز هم بر منظره ی هوایی شهر تسلط دارد. در اینجا چندین ابتکار مطرح است: طراحی با هشت وجه توجه را به بخشهای هندسی و تقارن آن جلب می کند و به این ترتیب شاید گنبد برونلسکی بهترین نمونه از اصل تقارن در معماری رنسانس باشد. این تقارن چیزی بود که ویتروویوس، معمار کلاسیک آن را عالی ترین فضیلت یک معماری تلقی می کرد. این گنبد همچنین با توجه کردن به فضای عمومی، همچنان که یک پدیده معماری داخلی است یک پدیده معماری خارجی نیز محسوب می شود و به عنوان مرکز ثقل دیداری در زندگی شهری فلورانس عمل می کند..

ابداع برونلسکی درباره ی زاویه ی دید، که یک روش و ابزار نگارگری بود، شیوه ی ساختن بنا را بوسیله معماران ایتالیایی تغییر داد.

"مازاچو"

بزرگ ترین پیشرفت دوره ی رنسانس در طول ده سال بین سال های 1420- 1430 صورت پذیرفت. می توان نقاشی را پیش آهنگ بیان احساس دوره ی رنسانس برشمرد. نقاشی موسوم به "مازاچو" از جوان ترین و پیشرو ترین استادان دوره ی رنسانس که با قرن جدید 1401  زاده شد تجسم انسانی روح رنسانس بود. اگر وی در جوانی و به سن بیست وهفت سالگی، از جهان رخت بر نبسته بود تاریخ نقاشی این دوره صورتی دیگر داشت. مازاچو در تصویرگری خود تصاویر را با حجم سه بعدی نشان می‌داد و یا از ژرفانمایی خطی استفاده می‌نمود و با ایجاد خطای دید، عمق را القا می‌نمود، به گونه‌ای که صورت نقاشی‌ها چهره‌ای واقع‌نمایانه به خود می گرفتند. نقاشی دیواری "تری نی تی" کار این نقاش ماهر بود. مازاچو این نقاشی را در "سانتامار یا نوولا" در فلورانس، هنگامی ترسیم کرد که تقریبا بیست و پنج ساله بود. این نقاشی که در سالن های بی ستون "کواتر چنتو" ترسیم گشت در اواخر قرن نوزدهم دوباره کشف شد و امروز در شرایط بدی هنوز باقی است.
طاق گهواره ای تری نی تی که به عمق، در دیوار فرو می رفت، راه حلی با عظمت بر مساله طاقی زدن بود که معماران بسیاری را در تمام دوره ی رنسانس و باروک به خود مشغول داشته بود و عملا در ساختمان مورد استفاده قرار نگرفت تا سال 1472 در کلیسای «سان آندره آ» در «مان تو آ»  تقریبا چهل و پنج سال بعد از مرگ مازاچو .

 

 

 

"لئوناردو داوینچی"

داوینچی نمونه ی یک نابعه است معمار، شهرساز، نقاش، مجسمه ساز، طبیب، ریاضی دان، مخترع، منجم. لئوناردو مقدمه ی پرسپکتیو را با آینه های محدب و مفعر ترسیم می کرد.

لئوناردو داوینچی در حدود سال 1504 معروف ترین اثر خود را به نام مونالیزا بوجود آورد.

اگر به این تابلو با دقت بنگریم بلافاصله متوجه می شویم که بر خلاف پرتره های قبلی یک حالت تکامل در آن به چشم می خورد. دیوار کوتاه پشت سر مونالیزا و دور نمای آن دیگر به عنوان دو عنصر مجزا ترسیم نشده اند و با هم کاملاً هماهنگی دارند. این هماهنگی هدف اساسی "اوج رنسانس" بود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

"برامانته"

برامانته از جمله مؤثرترین معماران سبک جدید بود. این گروه از معماران تلاش می‌کردند تا شیوه‌های کلاسیک معماری روم و یونان را که در تاریخ هنر از شکوه و عظمت هنری برخوردار بود، با پاره‌ای از خلاقیت‌ها و ابداعات، بار دیگر احیا کنند. به همین دلیل، برامانته می‌کوشید گنبد بنای ساختمان پانتئون را، که یکی از آثار برجسته معماری کلاسیک قلمداد می‌شود، بار دیگر بازآفرینی نماید. او اولین کسی بود که از سبک کلاسیک یونان استفاده کرد . این سبک بر ساختار و حجم هر یک از قسمتهای ساختمان تاکید می کرد . او در اولین معبد کوچک، دانش خود را از ویرانه های رومی با علاقه اش به تفسیر دقیق کتابهای ویتروویوس درباره معماری ترکیب کرد . این معبد نشان دهنده وحدت ایده و فرم است . شکل مدور این معبد سبب شده است که فرمهای عمودی و افقی آن توازن پیدا کنند . ردیف ستونهای استوانه ای و طاقچه های روی دیوار حس حجم و ریتم را القا می کند .

در واقع اگر از پیشرفت اصول پرسپکتو در هنر و معماری خط تسلسلی رسم کنیم، نقاشی دیواری مازاچو در آغاز آن ، نقش برامانته در میان، وکلیسا ی با عظمت سنت پتر در راس آن جای می گیرند.

 

تفاوت پرسپکتیو در گرافیک و معماری

قبل از تشریح کامل موضوع، ابتدا باید تعاریفی از گرافیک و معماری عرضه شود. معماری، هنر و دانش طراحی بناها و سایر ساختارهای کالبدیست. آثار معماری به عنوان نمادهای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی یک کشور شناخته می شوند و ساختمان هایی چون تخت جمشید و اهرام ثلاثه ی مصر از جمله ی چنین آثاری محسوب می شوند. آثاری که پیوند دهنده ی مهم خودآگاهی های اجتماعی بوده اند. شهرها، مذاهب و فرهنگ ها از طریق همین یادواره ها خود را می شناسانند.

و اما گرافیک یا به عبارت کامل تر طراحی گرافیک  بکارگیری تکنیک های مختلف خلق آثار دو بعدی بر روی سطوح مختلف نظیر کاغذ، دیوار، بوم، فلز، چوب، پارچه، نمایشگر رایانه، سنگ و ... است که در جهت رساندن پیامی خاص به بیننده انجام می پذیرد. یکی از بزرگان این عرصه در تعریف گرافیک می گوید: گرافیک یک اثر هنریست که می خواهد پیامی را از طریق عناصر بصری در کوتاه ترین زمان ممکن به مخاطب برساند.

با این تفاسیر، این دو هنر بر پایۀ طرح شکل میگیرند و نیازمند قواعد و قوانینی در زمینۀ سنجش و محاسبه می باشند. در هنر معماری با برخی از واقعیت ها روبه رو هستیم و تفاوت اولیۀ گرافیک و معماری نیز در همین مورد خلاصه می شود. حجم نمایی واقعی هدف نهایی در معماری می باشد و ایجاد حجم مجازی در گرافیک اولین وجه تمایز در این دو عرصه است.

نخستین بناهای معماری رنسانس

معماری دوره رنسانس از دو اصل اساسی متابعت می کرد:

1- عناصر صوری برگرفته از عهد باستان را بکار می برد و از قواعد پرسپکتیو پیروی می کرد . عناصر صوری که معماران بکار گرفتند مانند : ستونها ، ستونهای تزئینی ، سرستونها ، پیشانیها و طاقها از روی نمونه های عهد باستان و نوشته های ویترو ویوس طراحی می شدند . از این عناصر بهره می گرفتند تا دیوارها و فضا هاتی باز به سهولت در معرض دید قرار بگیرند و نوعی حس پرسپکتیو در داخل ساختمانها به وجود آید . این ساختمانها از حس وحدتی که در ساختارهای کلاسیک وجود داشت بی بهره بودند و در پایان قرن پانزدهم ، برامانته و میکل آنژ  حس وحدت بیشتری را وارد معماری رنسانس کردند .

2-عناصر کلاسیک بسیار متفارت با معماری گوتیک به نظر می رسید . نویسندگان رنسانس ساختمانهای گوتیک قرون وسطی را غیر طبیعی می دانستند . آنها در این عصر نوعی شیوه ساخت رومی را به کار می گرفتند . دیوارها در قرون وسطی جای خود را به پنجره های بزرگ با شیشه منقوش داده بودند و بار دیگر به سطوح یکپارچه مبدل شدند . با نمایی از مرر رنگی و با شکلی ساده و بی پیرایه . آنها ساختمانهای خود را طبق اصول رانهای نظری بنا کردند . تفاوتهای فراوانی که ساختمانهای رنسانس را از بناهای قرون وسطی متمایز می کرد بیشتر جنبه تزئینی آن بود و به ساختار مربوط نمی شد. 

"ایوان جلوی بیمار ستان یتیمان"

نخستین بنایی که در آن روح رنسانس آشکار گشت، ایوانی است کار برونلسکی که در جلوی "بیمار ستان یتیمان" در فلورانس ساخته شد. چون اولین بنای دوره ی رنسانس برای مقصودی عادی و عمومی ساخته شد، بر خلاف ساختمان های پر طنطنه ی مشخص رسمی (ساختمان هایی که معمولا حتی در روزگار ما به تقلید از گذشته ساخته میشوند) ظاهری ساده داشت.
اما برو نلسکی در بیمارستان یتیمان فرصتی یافت که از طرح های بسته ی دژومند احتراز جوید. به این کار با ایجاد ایوان های سبک و ظریفی که بسیار محفوظ کننده اند موفق گشت. دیوار بالا یی این بنا اگر چه سادگی روستایی را ندارد اما مسطح است و فقط چند پنجره ای در آن دیده می شود. در خارج بنا، کاملا به شیوه ی دوره ی رنسانس، "آنتا بلمانی" این دیوار را در جهت افقی به دو قسمت تقسیم می کند.

"گنبد کلیسای جامع فلورانس"
"انسان باید بسیار سر سخت و لجوج و یا شاید بسیار حسود باشد که وقتی چنین ساختمان بزرگی را می بیند فلیپو معمار آن راتحسین نکند . ساختمانی بزرگ و برافراشته به سوی آسمان با سایه ای آنچنان بلند که می تواند بر سر تمامی مردم توسکانی سایه افکند ساخته شده بدون استفاده از تیرهای چوبی بزرگ در مرکز و پیرا مون آن آن موقعیتی که اگر اشتباه نکنیم در زمان ساخت این بنا غیر ممکن به نظر می رسید اثری بزرگ که شاید دربین آثار قدیمی به خوبی شناخته نشده باشد. و یا حتی نام ان به گوش بسیاری نرسیده باشد."
این نظر لئون باتیستا دوست برونلسکی در مورد وی است.
برونلسکی گنبد سانتا ماریا دل فیوره را 84 متر بالاتر از سطح زمین با قطر 42 متر و ارتفاع 32 متر بنا کرد این گنبد از خارج به شکل هشت وجهی است و لی در داخل ساختمان شکل واقعی آن تغییر می یابد وی سازه ای متشکل از 9 دایره که درون پوشش هشت وجهی بیرون گنبد قرار می گرفتند ابداع کرد گنید اصلی از دو پوسته تشکیل شده و شامل حلقه های افقی داخلی و قوس های مدور بود اجزای قوس از طریق نیروی های ایجاد شده توسط وزن خودشان با یکدیگر به تعادل می رسیدند و نگامی که قوس ها با اتمام می رسیدند سازه به پایدای نهایی دست می یافت .
به دلیل آنکه امکان تکمیل قوس ها به صورت همزمان وجود نداشت یک سازه اضافی از مصالح بنایی برای ممانعت از فروریختن خلقه ها بکار برده شده . این قوس ها در فواصل معینی یکدیگر را قطع می کنند این تقاطع با استفاده از یک تیر تقویت کننده از جنس مصالح بنایی به طور عمود بر قوس های افقی که تامین کننده نیروی فشاری از جهات مختلف و مانع از فروریختن حلقه ها بر کف کلیسا بودند به وجود می آمد . با استفاده از آنچه قبلا در ساختمانهای ایرانی و ساختمانهای دوره بیزانس به کار رفته بود برونلسکی روشی غیر معمول ومبتکرانه را که تاکنون در این سرزمین ناشناخته بود ابداع کرد او نه تنها گنبد را طراحی کرد بلکه تمامی تجهیزات را نیز برای بالا رفتن کارگران و بالا بردن مصالح و تجهیزات لازم در طی دوران ساخت طراحی و فراهم نمود هیچ چیز برای تحقق امری که ناممکن به نظر می رسید نادیده گرفته نشده بود طراحی و ساخت در تعادل و هماهنگی کامل بود بدین ترتیب برونلسکی زیباترین و جذاب ترین گنبد دنیا را بعنوان یکی از شاهکارهای معماری برای تمامی دوران خلق کرد.

 

 

"کلیسای کوچک پاتزی"

کلیسای کوچک پاتزی کار برو نلسکی اولین ساختمان دوره ی رنسانس است که هم قسمت داخلی و هم قسمت خارجی آن در اندازه ودر روحیه حجیم است . برونلسکی به جای طاقی های نیم کره ای که در بیمارستان یتیمان بکار برده بود ، اینجا طاقی های گهواره ای به کار برد.

فضای داخلی کلیسای کوچک "پاتزی" نقطه ی شروعی برای تمام کلیسا های دوره ی رنسانس بود نقشه ی "تمرکز یافته" داشتند. داخل این کلیسا از تجمع قسمتها ی مختلف کوجک تر که شکل هندسی آنها کاملا شناختنی است بوجود آمده و این قسمتها با سنگ کاری هایی برنگ های متضاد که مانند قابی آنها را در بر میگیرند بوضوح از یکدیگر متمایز می شوند فضای داخلی این کلیسا از تازگی تقلید نا پذیری برخوردار است که قبل از آن وجود نداشته اما وجود دو طاق گهواره ای کوجک در این قسمت ، نشان آن است که اطمینان در بینش جدید هنوز به دست نیامده بوده است . دیوار خارجی آن به شیوه ای تهدید آمیز ساخته شده و خالی از هر گونه فرو رفتگی پیش آمدگی است (سقف کوچکی که در آن دیده میشود بعد ها به آن اضافه شده است) . هیچ باری براین دیوار با تقسیمات ضریفش تحمیل نمی شود ومانند پرده ای است که فضای داخلی کلیسا را از هم جدا می کند.
پرسپکتیو و شهرسازی

نو آوری شهر سازی دوره ی رنسانس در استادی کامل بر عوامل اساسی شهر تجلی نمود. در این زمینه "برامانته" و "میکل آنجلو" امکاناتی را یافتند که پیش از آن نا شناخته بود.
دوره ی رنسانس که از یک جانب به دوره ی گوتیک (بخاطر داریم که در این دوره روحیه ی معاونت و همکاری رونق داشت) و از جانب دیگر به دوره ی باروک (با خصوصیت مطلقه اش) پیوسته است دوره ای در شهر سازی می باشد که را ه را برای زمان های آینده هموار ساخت. در قرن پانزدهم کشورهای شمال اروپا کاملا از دوره ی گوتیک متاثر بودند اما در ایتالیا وضعیت پیچیده بود. پرسپکتیو نحوه ی فکری تازه ای آفریده و سنت گوتیک هم هنوز زنده بود و در پیشرفت نقشه ی شهر ها و ساختن میادین تاثیر می کرد.
در دوره ی رنسانس ایجاد ترکیب های معماری با احجام بزرگ و شکل دادن به آنها به صورتی نو آموخته شد. کاخ ها اغلب جای خانه های شخصی، خیابان ها و میادین را گرفتند. معماران دوره ی رنسانس دیوار های خارجی قصرها را رو به خیابان گشودند که برای ناظر چشم اندازی وسیع برای دیدار جهان به وجود آورد. تاثیر اصول پرسپکتیو در این نو آوری البته مشهود است در دوره ی گوتیک نسبت به دوره ی قدیم پنجره های بزرگ تری در نمای بنا ها به کار رفت. در هیچ جا به اندازه قصر "فارنزه" در رم نمی توان تغییر سطح دیوار بنا را که در دوره ی رنسانس بوجود آمد، مشاهده کرد.
حجم این بنا بیش از ظرفیت زمینی است که بر این بنا اختصاص یافته بود و مثالی از روحیه ی "فردیت طلبی" این دوره است .
وقتی که "دوناتو برامانته" (1514 -1444 ) خیابان یک کیلو متری "جولیا" را به امر پاپ "جولیوس دوم" در رم آغاز کرد به پیوستگی و یک پارچگی نما ی ساختمان ها ی این خیابان نمی اندیشید. این نکته از قصد وی برای ساختن کاخ دادگستری رم با گوشه ها و برج های حجیم، در این خیابان پیدا است.
وحدت معماری در خیابان کوتاهی در فلورانس که در آغاز "اوفیتزی" نامیده می شد و در آن "جورجو وازاری" بین سالهای 1560 و 1574 برای خانواده ی "مدیچی" که به ثروت هنر پروری در ایتالیا معروف بودند ساختمان هایی دیوانی که از راستی حیرت انگیز است، ساخته بود مشهود است. "کورنیش" سه طبقه ی این ساختمان ها که به ظرافت به آنها اتصال یافته و خطوط ممتدی میسازد با خط دیگری که حد بام این ساختمان ها را معلوم می دارد و به پیوستگی ادامه می یابد، چشم ناظر را به دور هدایت می کند و عمقی به خیابان "اوفیتزی" می دهد که شاهکاری از عمق در پرسپکتیو بوجود می آورد.
واژه نامه ی پرسپکتیو

در اینجا با اختصارات چند کلمه ی انگلیسی که در کلیـه ی بحث های پرسپـکتیو  مطرح شده است، آشنـا می شویم:

ردیف

معنی فارسی

اختصارات

لغت انگلیسی

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

13

14

صفحۀ زمین

خط زمین

صفحۀ تصویر

نقطۀ ایست (دید)

ارتفاع دید ناظر

خط افق

نقطۀ گریـز

مرکز دید

فاصلۀ چشم ناظر تا پردۀ تصویر

خطوطی که از نقطۀ ایست ناظر به موازات چشم رسم شده است

افق

نقطۀ اندازه گیری

خورشــید

نور مصنوعی

G.P

G.L

P.P

S.P

E

H.L

V.P

C.V

D

V.L

H

M.P

S

L

Ground Plane

Ground Line

Picture Plane

Station Point

Eye Level

Horizon Line

The Vanishing Point

Center of Vision

Distance Point

Vanishing Line

Horizon

Measure Point

Sun

Light

 

سخن آخر

چندین سال است که شیوه جدیدی در ترسیم پرسپکتیو در دنیا، در کشور ایتالیا ابداع شده است ، شیوه ای مرکب از هندسه ترسیمی و هندسه فضایی. ولی ما هنوز به همان شیوه ی ترسیم صفحه و خط زمین و تعیین دید ناظر و ... به شیوه ی فیلیپو برونلسکی، پرسپکتیو را می آموزیم.

منابع

- کتاب فضا، زمان، معماری تالیف زیگفرید گیدیون

- گرافیک معماری تألیف فرانک چینگ  ترجمۀ عباس داروئیان

- پرسپکتیو تألیف گوئن وایت - ترجمۀ هرمز معزز

- پرسپکتیو در طراحی و نقاشی ژوزف دوآمه لیو - ترجمۀ عربعلی شروه

- انسان، فضا، طراحی تألیف مهندس سید رضا شریف تهرانی

- مبانی نظری هنرهای تجسمی دکتر حبیب اله آیت اللهی

- بررسی تحلیلی از مقاله ی "تأملی در باب معماری مجازی" از سایت Persian Graphic

 


comment نظرات ()