برخی از قابلیت های این نرم افزار : 1 - ارسال تکی ، گروهی ، فلش و انبوه 2 - ارسال زماندار ، ماهانه ، سالانه ، دوره ای 3 - خبر نامه پیامکی ، ماشین پاسخگو هوشمند 4 - سرویس پیامک به ایمیل و پیامک به موبایل ، پیامک به سایت 5 - وب سرویس API ، امکان اعطای نمایندگی ارشد ، تولید کارت شارژ و ... رابطة نور و معماری - معماری مدرن

 

نور، اولین شرط برای هر نوع ادراک بینایی است.


در تاریکی مطلق ، ما نه فضا را می توانیم ببینیم و نه فرم و رنگ را. اما نور تنها یک ضرورت فیزیکی نیست. بلکه ارزش روانشناختی آن یکی از مهمترین عوامل زندگی انسانی در همة زمینه هاست . موریس لاپیدوس (Morris Lapidus) می گوید «انسانها مانند پشه هستند. هر کجا نوری باشد به سمت آن هجوم می برند بدون اینکه بدانند چرا. چه بخواهیم و چه نخواهیم به سمت روشنایی می رویم. نور، ما را به خود جذب می کند ». نور همیشه علاوه بر استفادة کاربردی دارای ارزش نمادین نیز بوده است. نور جزیی از ذات زندگی بوده و در بسیاری از فرهنگ ها نور ، یا خورشید ، به عنوان منبع نور ، عنصری خدایی محسوب می شده و آن را ارج می نهاده اند.

«معماری بازی هنرمندانه دقیق و خیره کننده مجمو عه ای از اجسام ساخته شده در زیر نور است. چشمهای ما برای این آفریده شده اند که فرمها را زیر نور ببینیم: این سایه و روشنها هستند که فرمها را در مقابل ما برهنه می سازند. مکعب ، مخروط ، کره ، استوانه و هرم اولین فرمهایی هستند که نور آنها را به ما عرضه می کند. تصاویر آنها ، ناب ، ملموس و صریح هستند». لوکوربوزیه
رابطة نور و معماری
«ماده ، نور خاموش شده است …
وقتی که نور دست از نور بودنش بردارد ماده می شود.
در سکوت، تمایل بودن نهفته است
بودن برای بیان چیزی
در نور نیز تمایل بودن نهفته است
بودن برای خلق کردن چیزی» لوئی کان
نور واثر آن
نور، اولین شرط برای هر نوع ادراک بینایی است. در تاریکی مطلق ، ما نه فضا را می توانیم ببینیم و نه فرم و رنگ را. اما نور تنها یک ضرورت فیزیکی نیست. بلکه ارزش روانشناختی آن یکی از مهمترین عوامل زندگی انسانی در همة زمینه هاست . موریس لاپیدوس (Morris Lapidus) می گوید «انسانها مانند پشه هستند. هر کجا نوری باشد به سمت آن هجوم می برند بدون اینکه بدانند چرا. چه بخواهیم و چه نخواهیم به سمت روشنایی می رویم. نور، ما را به خود جذب می کند ». نور همیشه علاوه بر استفادة کاربردی دارای ارزش نمادین نیز بوده است. نور جزیی از ذات زندگی بوده و در بسیاری از فرهنگ ها نور ، یا خورشید ، به عنوان منبع نور ، عنصری خدایی محسوب می شده و آن را ارج می نهاده اند.



در مصر باستان نیز نور دارای اهمیتی ویژه بوده است. بنا به موقعیت سرزمین مصر ، شدت نور و در نتیجه تضاد میان سایه و روشن بسیار زیاد می باشد.
فرم های صریح و هندسی که در معماری مصر از آن استفاده می شده است با گوشه های تیز و دقیق در زیر نور شدید اثری خاص داشته اند . گفته لوکوربوزیه در مورد نور و سایه در اینجا اعتبار بیشتری می یابد که : «معماری بازی هنرمندانه دقیق و خیره کننده مجموعه ای از اجسام ساخته شده در زیر نور است . چشم های ما برای این آفریده شده اند که فرم ها را زیر نور ببینیم : این سایه و روشن ها هستند که فرمها را در مقابل ما برهنه می سازند . مکعب، مخروط، کره ، استوانه و هرم اولین فرمهائی هستند که نور آنها را به ما عرضه می کند . تصاویر آنها ناب، ملموس و صریح هستند».
اما در معماری مصر بازی نور و سایه تنها محدود به فرم های بزرگ اولیه نیست. سطوح این احجام از نقوش برجسته ای پوشیده شده اند که با کمال ظرافت نقش پردازی و بر سنگ تراشیده شده اند و به این ترتیب پدیده سایه- روشن در اینجا در مقیاسی کوچکتر نیز تکرار شده است. برای مصریان وجود ذات خداوندی برای بشر غیر قابل دسترس و نامرئی بوده است پس به ناچار بایستی در تاریکی باشد. راه رسیدن به این خداوند بایستی از روشنایی به تاریکی ختم شود با کمک چنین پدیده های نوری کمی واضح تر می شده است. از طریق انتخاب محل صحیح ساختمان با توجه دقیق به مسیر خورشید ، از نورآن به ترتیب استفاده می شد که شعاع خورشید در زمانی معین تشکیل یک محور می داده و محل خاصی را روشن می ساخت و جاهای دیگر را در تاریکی باقی می گذاشت. ژان لوئی دوکانیوال Jean- Louis de Canival روشنائی مجسمه های معبد خفرن را به این ترتیب توصیف می کند : «نور از پنجره های کوچک بین دیوار و سقف به داخل و به تک تک مجسمه می تابید و به وسیله سنگهای کف که مرمر سفید سیقلی بودند به ترتیب منعکس می شد که نوری کاملاً محو و فاقد جهت ، فضا را روشن می کرد و ستونها و دیوارها که از گرانیت سرخ بودند در تاریکی باقی می ماندند». مجسمه های خدایان زیاد بودند و این تاریکی نیز بیشتر بر اسرار آمیز بودن دنیای آنها تأکید می کرده است. تنها اشخاص معدود و منتخبی اجازه ورود به این بخش معبد را داشته اند و می توانستند چنین چیزی را - که از دیدگاه امروز نمی توان به سادگی آن را هنر خواند بلکه بایستی آن را سعی در بیان بصری یک ترکیب روحانی - مذهبی نامید ، از نزدیک ببینید. استفاده این چنین از نور به ترتیبی که گفته شد به عمد بوده است و در خدمت تقویت و مادیت بخشیدن به ایده اصلی بکار می رفت.
معابد یونانی چنانکه گفتیم بیشتر مجسمه وار بودند و اثر آنها می بایستی بیشتر بر فضای آزاد جلوی محراب که در میان آن نیز قرار داشت ، انجام می شد . به این ترتیب جای تعجبی هم باقی نمی ماند که بیشتر این فضاهای داخلی تنها یک روزنه یعنی تنها یک در به خارج داشتند . در بسیاری از معابد یونانی نیز با روشی شبیه به مبعد خون با استفاده از یک آب نما که در فاصله بین مجسمه و در ورودی ساخته می شد نورپردازی مجسمه را اصلاح می کردند . نوری که به داخل می تابید با برخورد به سطح آب منعکس می شد و مجسمه را روشن می ساخت . در فضاهائی که احتیاج به نور بیشترب داشتند ، یونانیان از نور سقف استفاده می کردند : بخشی از سقف را با ارتفاع بیشتر ساخته و از فضائی که به این ترتیب به وجود می آمد برای تاباندن نور به داخل استفاده می کردند.
در معماری آغاز مسیحیت و نیز در معماری بیزانس همواره تلاش می شده است هر چه بیشتر به فضای داخلی جنبه روحانی داده شود و فضایی رؤیایی بیافرینند و روشن است که نورپردازی در این راه نقش عمده داشته است . برای نمونه به بررسی کلیسای ایا صوفیه در استانبول می پردازیم . بخش پائین گنبد اصلی - که در واقع سقف اصلی کلیسا است و قطری بیش از ۳۰ متر دارد- به تمامی از پنجره های نزدیک به هم تشکیل شده است و به بیننده این احساس را می دهد که گنبد با تمام عظمتش در هوا به صورت معلق ایستاده است . نوری که از این پنجره ها و نیز از پنجره ها ی بخش بالای ساختمان به داخل می تابد به فضای داخل حال و هوائی کاملاً بیگانه با دنیای مادی می دهد.
ایده اصلی سبک گوتیک که «ساختن بخشی از آسمان در روی زمین» بود فضائی غیر مادی طلب می کرد. دو عامل می توانستند در حل این مشکل کمک کنند. عامل اول انتقال باربر ساختمان به بیرون بود. و نور پردازی مناسب را می توان عامل دوم دانست. ابعاد عناصر سازه ای در درون را تا حد امکان کم کردند و به این ترتیب توانستند که در سطوح آزاد شده پنجره های بسیار بزرگ بکار گیرند. نوری که از بخش بالای دیوارهای ناومیانی به داخل می تابد چنان شدید است که در این بخش هیچ قسمت تاریکی باقی نمی ماند . بیننده واقعاً خیال می کند که سقف میانی بالای سر او معلق است. به عکس بخش پائین ناومیانی نیمه تاریک است. دو ناوکناری با داشتن ابعاد لازم برای عناصر سازه ای در قسمت پائین دیوارهایشان امکان چنین نورپردازی ای را نمی دهد . انسان در این قسمت خیال می کند که در فضای نیمه تاریک زمینی ایستاده است و وقتی به بالا نگاه می کند «آسمان » روشنی را که جایگاه هر آنچه که خدائی است می بیند . سقف کلیسا می بایستی«سقف بلند و معلق» آسمان را القا کند (تصویر ۳) و در همین راستا است که در سقف تیره رنگ کلیسای سن شاپل Sainte-Chapelle در پاریس نیز ستاره های طلائی رنگ نقاشی شده است.
در کلیساهای ساختة پالادیو نیز نورپردازی یکی از عوامل اصلی در شکل پردازی فضای داخلی است . پنجره ها به گونه ای در نظر گرفته شده اند که درجمع نوری که از پنجره ها به داخل می تابد بر روی سطوح وسیع و سفید رنگ دیوارها منعکس شده و فضای داخل را با نوری تأثیر گذار و شخصیتی ویژه ، روشن می سازد . درست در تضاد با کلیساهای اواخر دوران گوتیک که حال و هوائی کاملاً سختگیرانه دارند کلیساهای پالادیو در انسان ایجاد راحتی می کنند و گرما می بخشند. پالادیو از نور تنها برای ایجاد حال و هوای خاص استفاده نکرده است بلکه نورپردازی را وسیله ای برای تأکید بر طرح کلی فضائی آن قرار داده است . کلیسای ردنتوره Redentore در ونیز برای سه منظور ساخته شده است : این کلیسا هم کلیسای دیر بوده است و هم کلیسای زیارتی نجبا و هم کلیسای معمولی شهر. این سه گانگی که در فرم کلیسا نیز به چشم می خورد با نور پردازی استادانه پالادیو به تکامل رسیده است .
در فضای اول که فضائی طولی است نور از پنجره های دیوارهای کناری به داخل می تابد و به این ترتیب فضا را به بخش های مختلف تقسیم کرده و برایده اصلی مسیر و تقسیم آن به مراحل مختلف تأکید می کند. بخش میانی فرم یک فضای مرکزی را دارد نور آن از بالای فضاهای نیم دایره دو طرف تأمین شده و به این ترتیب بر مرکزیت فضا و ایستایی ساختمان تأکید می کند. نور پردازی بخش سوم یا قسمت پایانی که به عنوان کلیسای دیر در نظر گرفته شده است ، خنثی بوده و با سادگی تمام مجموعه را به پایان می برد.
در مورد اینکه چرا فضا در سبک باروک پر از تضاد است و چرا بایستی حواس را بفریبد صحبت کردیم. در انیجا نیز نورپردازی بسیار مهم است ، ترتیب دادن متناوب بخش روشن بخش هائی که در سایه هستند باعث می شود که تصور عمق تقویت گردد. بیننده خیال می کند که فضا تا بی نهایت ادامه دارد . سازه ساختمان با نورپردازی مناسب به صورتی «غیر خوانا» در می آید و تمامی ساختمان حالتی خیال برانگیز به خود می گیرد . در این دوره بخصوص در بناهای آخر دوران باروک استفاده از نور مستقیم نیز رایج بود . اغلب در این ساختمانها بیننده تقریباً نمی توانست پنجره ها را ببیند و روشنائی فضای داخلی از انعکاس نور روی دیوارها تأمین می شد.
استفاده از پدیده های ترفندهای گوناگون نوری برای تقویت قدرت خیالپردازی از دوران باروک تا امروز معمول بوده است . در معماری مذهبی با استفاده از فرم های خاص و نور پردازی متناسب با آن پدیده هایی بینایی به وجود می آید که از نظر ادراکی دقیقاً قابل تعریف نیستند و جای تعبیر و تفسیر دارند و گذشته از آن حال و هوائی عرفانی به انسان می دهند.
معمار انقلابی فرانسه اتین لوئی بوله یکی از استادان مسلم نورپردازی در معماری به حساب می آید . او در پروژه اش برای یاد بود نیوتن که با ترکیبی از فرم های اولیه طراحی شده ، به وسیله نور حال و هوائی مذهبی به وجود آورده است . در بخش بالای کره سوراخها به ترتیبی در نظر گرفته شده اند که تمامی نوری که از سوراخها به داخل می تابدبه وسط کره - یعنی جائی که می بایستی مجسمه یا لوحه یادبود نیوتن قرار گیرد - بتابد . به این ترتیب نیوتن در قسمت روشن وسط قرار دارد و گرداگرد آن تاریکی به عنوان نمادی از مجهولات و بر بالای سر او کهکشان که به وسیله سقف کروی و سوراخهای روشن به جای ستارگان نشان داده شده است.
بین نور پردازی و پیچیدگی یک سبک ارتباطی مستقیم وجود دارد . هرچه نظام یک سبک پیچیده تر باشد اهمیت نور پردازی بیشتر است یا به به عبارت دیگر اثر نوپردازی در نشان دادن ایده معماری بیشتر می باشد.
ادراک بینایی یا دریافت پیام های تصویری تابع چهار عامل است: الف)زمان: هنگامی که پیام به شبکیه می رسد. ب) جای جسم مورد مشاهده ج) شدت نور: کمی یا زیادی شدت نور هر دو ادراک بصری را محدود می کنند. رنگ: تشخیص رنگ تنها در محدوده خاصی از روشنائی امکان پذیر است.
شدت نور و بخصوص نور طبیعی عاملی است : اگر نور وجود نداشته باشد نه محل جسم قابل تشخیص است و نه رنگ آن.نور و بخصوص نور طبیعی عاملی است بی ثبات: بر حسب زمان و موقع سال و نیز وضع هوا ، وضع نور نیز تغیر می کند . با تغییر نور ادراک ما از محیط - و به ناچار از یک ساختمان - نیز تغییر می کند. به علت تغییر دائمی نور طبیعی ، آدمی وابسته به جریان طبیعی زمان است که برای او در این موارد وسیله قیاس است و اختلاف اصلی نور طبیعی و مصنوعی نیز از همین جا ناشی می شود: از نظر فیزیکی ایجاد کمییت بهینه برای نور از نظر مقدار ، شدت ، رنگ و گرما و غیره - با نور مصنوعی کاملاً امکان پذیر است ولی تقلید از تغییرات همیشگی نور طبیعی برای ما خاصیت یک زمان سنج طبیعی را دارد که نور مصنوعی مطلاقاً فاقد آن است . فرم خارجی یک ساختمان با روشنائی روز برای ما قابل تشخیص می شود و درست همین مطلب هنگام طرح یک ساختمان ایجاد مشکل می کند: محل ، اندازه ، فرم و جنس آن بایستی در مرحلة طرح ریزی دقیقاً مشخص شوند . محل خورشید را - که منبع اصلی نور طبیعی است - می توانیم از قبل برای هر ساعتی از روز و هر روزی از سال حساب کنیم . اما مقدار نور و عوامل مؤثر بر آن مانند ابر ، باران یا مه و غیره و همچنین اثر اجتماعی - روانی این عوامل بر روی بیننده را نمی توانیم از قبل پیش بینی کنیم. همگی این عوامل مجهولات ما در هنگام طراحی می باشند.ادامه مطلب/www.iran-eng.com/showthread.php/44004-نور-و-رنگ-در-معماری/page2


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : پنجشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٠ | ٤:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدفضلی | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.